hometowns

[ایالات متحده]/ˈhəʊmtaʊnz/
[بریتانیا]/ˈhoʊmtaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که کسی در آن به دنیا آمده یا بزرگ شده است

عبارات و ترکیب‌ها

small hometowns

شهرهای کوچک

local hometowns

شهرهای محلی

famous hometowns

شهرهای معروف

hometown pride

افتخار شهرزاد

hometown heroes

قهرمانان شهرزاد

visit hometowns

بازدید از شهرهای شهرزاد

hometown memories

خاطرات شهرزاد

hometown values

ارزش‌های شهرزاد

hometown roots

ریشه‌های شهرزاد

hometown stories

داستان‌های شهرزاد

جملات نمونه

many people cherish memories of their hometowns.

بسیاری از مردم خاطرات گرامی از زادگاه خود را ارج می‌نهند.

hometowns often shape our identities.

زادگاه‌ها اغلب هویت ما را شکل می‌دهند.

she returned to her hometown after many years.

او پس از سال‌ها به زادگاهش بازگشت.

hometowns can be a source of inspiration for artists.

زادگاه‌ها می‌توانند منبع الهام برای هنرمندان باشند.

people often feel a strong connection to their hometowns.

مردم اغلب ارتباط قوی با زادگاه خود احساس می‌کنند.

hometowns hold a special place in our hearts.

زادگاه‌ها جایگاه ویژه‌ای در قلب ما دارند.

many stories are passed down from our hometowns.

بسیاری از داستان‌ها از طریق زادگاه ما به ما منتقل می‌شوند.

he often shares tales about his hometown.

او اغلب داستان‌هایی در مورد زادگاهش تعریف می‌کند.

hometowns can influence our future choices.

زادگاه‌ها می‌توانند بر انتخاب‌های آینده ما تأثیر بگذارند.

visiting hometowns can evoke strong emotions.

بازدید از زادگاه‌ها می‌تواند احساسات قوی را برانگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید