honoree

[ایالات متحده]/ˌhɒnəˈriː/
[بریتانیا]/ˌhɑːnəˈri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مورد احترام قرار می‌گیرد یا جایزه‌ای دریافت می‌کند؛ مهمان ویژه در یک رویداد
Word Forms
جمعhonorees

عبارات و ترکیب‌ها

award honoree

برنده جایزه

distinguished honoree

برنده جایزه متمایز

honoree ceremony

مراسم تجلیل از برنده

honoree list

لیست برندگان

honoree speech

سخنرانی برنده

honoree recognition

تقدیر از برنده

honoree award

جایزه برنده

honoree event

رویداد تجلیل از برنده

honoree tribute

ادای احترام به برنده

honoree announcement

اعلام خبر تجلیل از برنده

جملات نمونه

the honoree received a standing ovation from the audience.

افتخارآمیز تشویق ایستاده از سوی تماشاچیان دریافت کرد.

each honoree was presented with a unique award.

هر یک از افتخارآمیزها جایزه منحصر به فردی دریافت کردند.

the ceremony celebrated the achievements of the honoree.

مراسم دستاوردهای افتخارآمیز را جشن گرفت.

we invited family and friends to honor the honoree.

ما خانواده و دوستان را برای تجلیل از افتخارآمیز دعوت کردیم.

the honoree shared inspiring words with the guests.

افتخارآمیز کلمات الهام بخش را با مهمانان به اشتراک گذاشت.

it was a memorable night for the honoree and everyone involved.

این یک شب به یاد ماندنی برای افتخارآمیز و همه افراد درگیر بود.

the honoree's contributions to the community were recognized.

سهم افتخارآمیز در جامعه مورد توجه قرار گرفت.

everyone celebrated the honoree's milestone achievements.

همه دستاوردهای مهم افتخارآمیز را جشن گرفتند.

the honoree expressed gratitude for the recognition.

افتخارآمیز از قدردانی برای شناخت ابراز کرد.

the event was organized in honor of the honoree's dedication.

این رویداد به افتخار تعهد افتخارآمیز سازماندهی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید