hoopla

[ایالات متحده]/'huːplɑː/
[بریتانیا]/'huplɑ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازی حلقه پرتاب؛ شلوغی
Word Forms
جمعhooplas

جملات نمونه

There was a lot of hoopla surrounding the movie premiere.

حول و حوش زیادی پیرامون اکران فیلم وجود داشت.

The event was full of hoopla and excitement.

این رویداد پر از هیاهو و هیجان بود.

She made a big hoopla about her birthday party.

او درباره مهمانی تولدش سر و صدا زیادی به پا کرد.

The hoopla around the new product launch was overwhelming.

هیاهوی پیرامون عرضه محصول جدید طاقت‌فرسا بود.

The hoopla died down after the announcement.

پس از اعلام، هیاهو فروکش کرد.

The hoopla over the celebrity's arrival caused a commotion.

هیاهو پیرامون ورود چهره مشهور باعث ایجاد هرج و مرج شد.

The hoopla at the carnival was infectious.

هیاهوی سیرک مسری بود.

He ignored all the hoopla and focused on his work.

او به هیاهوها توجهی نکرد و روی کار خود تمرکز کرد.

The hoopla surrounding the award ceremony was well-deserved.

هیاهوی پیرامون مراسم اهدای جوایز به‌حق بود.

Despite all the hoopla, the event turned out to be a success.

با وجود تمام هیاهو، این رویداد در نهایت موفقیت‌آمیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید