hormone-related

[ایالات متحده]/[ˈhɔːməʊn rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈhɔːrˌmoʊn rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تحت تأثیر هورمون‌ها؛ شامل هورمون‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

hormone-related issues

مشکلات مرتبط با هورمون

hormone-related symptoms

симptoms مرتبط با هورمون

hormone-related changes

تغییرات مرتبط با هورمون

hormone-related testing

آزمایش‌های مرتبط با هورمون

hormone-related research

پژوهش‌های مرتبط با هورمون

hormone-related health

سلامت مرتبط با هورمون

hormone-related effects

اثرات مرتبط با هورمون

hormone-related risk

ریسک مرتبط با هورمون

hormone-related development

توسعه مرتبط با هورمون

hormone-related disorders

اختلالات مرتبط با هورمون

جملات نمونه

the study investigated hormone-related changes during adolescence.

این مطالعه تغییرات مرتبط با هورمون‌ها در دوران نوجوانی را بررسی کرد.

she consulted a doctor about hormone-related symptoms like irregular periods.

او به پزشک در مورد علائم مرتبط با هورمون‌ها مانند دوره‌های نامنظم مراجعه کرد.

hormone-related therapies are often used to treat certain cancers.

درمان‌های مرتبط با هورمون‌ها اغلب برای درمان برخی سرطان‌ها استفاده می‌شود.

exercise can positively impact hormone-related metabolism and overall health.

ورزش می‌تواند به طور مثبت بر متابولیسم مرتبط با هورمون‌ها و سلامت کلی تأثیر بگذارد.

stress can significantly affect hormone-related balance in the body.

استرس می‌تواند به طور قابل توجهی تعادل مرتبط با هورمون‌ها در بدن را تحت تأثیر قرار دهد.

the patient's hormone-related blood tests revealed a deficiency.

آزمایش‌های خون مرتبط با هورمون‌های بیمار کمیتی کم را نشان داد.

understanding hormone-related cycles is crucial for women's health.

فهم چرخه‌های مرتبط با هورمون‌ها برای سلامت زنان حیاتی است.

there's growing research on hormone-related effects of environmental pollutants.

پژوهش‌های بیشتری در مورد تأثیرات مرتبط با هورمون‌های آلاینده‌های محیطی انجام می‌شود.

he was prescribed hormone-related medication to manage his condition.

به او داروی مرتبط با هورمون‌ها برای کنترل وضعیت او پیش‌نویس شد.

the doctor discussed hormone-related risks associated with the medication.

پزشک در مورد خطرات مرتبط با هورمون‌های مرتبط با دارو گفتگو کرد.

dietary changes can sometimes influence hormone-related function.

تغییرات در رژیم غذایی گاهی می‌تواند عملکرد مرتبط با هورمون‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

further research is needed on the long-term hormone-related consequences.

برای پیامدهای بلندمدت مرتبط با هورمون‌ها نیاز به تحقیقات بیشتری وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید