hospitalisation

[ایالات متحده]/ˌhɒspɪtəlaɪ'zeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بستری، درمان سرپایی
Word Forms

جملات نمونه

After referral from a General Practitioner, you may need to see a Specialist. Covers both visits which lead to hospitalisation and Specialist costs where the ailment does not require hospitalisation.

پس از ارجاع از یک پزشک عمومی، ممکن است نیاز به ملاقات با یک متخصص داشته باشید. شامل هر دو ملاقات که منجر به بستری شدن در بیمارستان می شود و هزینه های متخصص در صورتی که نیاز به بستری شدن در بیمارستان نباشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید