| جمع | humaines |
the humane treatment of prisoners is required by international law.
درآموزش انسانی، کودکان را در مورد ارزش همدلی و مercy آموزش می دهد.
many people support humane societies to protect stray animals.
بسیاری از افراد به جامعه انسانی حمایت می کنند تا حیوانات بیخانمان را حفظ کنند.
the veterinarian assured us the procedure would be quick and humane.
دکتر حیوانات ما مطمئن شد که فرآیند سریع و انسانی خواهد بود.
adopting a humane approach to conflict resolution saves lives.
پذیرفتن رویکرد انسانی در حل و فصل اختلافات زندگیها را نجات میدهد.
we must find a humane way to control the pest population.
ما باید روشی انسانی برای کنترل جمعیت حشرات پیدا کنیم.
humane education teaches children the value of empathy and compassion.
آموزش انسانی کودکان را در مورد ارزش همدلی و مercy آموزش می دهد.
his humane nature would not allow him to ignore the suffering.
طبیعت انسانی او اجازه نمیدهد که رنجها را نادیده بگیرد.
the humane destruction of the infected livestock was necessary to prevent spread.
تخریب انسانی دامهای آلوده برای جلوگیری از پخش بیماری ضروری بود.
the organization advocates for humane immigration policies worldwide.
این سازمان به عنوان یک سازمان جهانی، به سیاستهای مهاجرتی انسانی تشویق میکند.
traps designed for catching mice should be humane and cause no pain.
فخهایی که برای گرفتن موشها طراحی شدهاند باید انسانی باشند و دردی ایجاد نکنند.
critics argue the new regulations are not sufficiently humane.
انتقادات میگویند که قوانین جدید کافی انسانی نیستند.
the goal is to establish a more humane criminal justice system.
هدف ایجاد یک سیستم عدالت جنایی بیشتر انسانی است.
factory farming is often criticized for lacking humane standards.
تولید کشاورزی معمولاً به دلیل نبود استانداردهای انسانی مورد انتقاد قرار میگیرد.
he showed a humane concern for the victims of the disaster.
او نگرشی انسانی نسبت به قربانیان بحران نشان داد.
the humane treatment of prisoners is required by international law.
درآموزش انسانی، کودکان را در مورد ارزش همدلی و مercy آموزش می دهد.
many people support humane societies to protect stray animals.
بسیاری از افراد به جامعه انسانی حمایت می کنند تا حیوانات بیخانمان را حفظ کنند.
the veterinarian assured us the procedure would be quick and humane.
دکتر حیوانات ما مطمئن شد که فرآیند سریع و انسانی خواهد بود.
adopting a humane approach to conflict resolution saves lives.
پذیرفتن رویکرد انسانی در حل و فصل اختلافات زندگیها را نجات میدهد.
we must find a humane way to control the pest population.
ما باید روشی انسانی برای کنترل جمعیت حشرات پیدا کنیم.
humane education teaches children the value of empathy and compassion.
آموزش انسانی کودکان را در مورد ارزش همدلی و مercy آموزش می دهد.
his humane nature would not allow him to ignore the suffering.
طبیعت انسانی او اجازه نمیدهد که رنجها را نادیده بگیرد.
the humane destruction of the infected livestock was necessary to prevent spread.
تخریب انسانی دامهای آلوده برای جلوگیری از پخش بیماری ضروری بود.
the organization advocates for humane immigration policies worldwide.
این سازمان به عنوان یک سازمان جهانی، به سیاستهای مهاجرتی انسانی تشویق میکند.
traps designed for catching mice should be humane and cause no pain.
فخهایی که برای گرفتن موشها طراحی شدهاند باید انسانی باشند و دردی ایجاد نکنند.
critics argue the new regulations are not sufficiently humane.
انتقادات میگویند که قوانین جدید کافی انسانی نیستند.
the goal is to establish a more humane criminal justice system.
هدف ایجاد یک سیستم عدالت جنایی بیشتر انسانی است.
factory farming is often criticized for lacking humane standards.
تولید کشاورزی معمولاً به دلیل نبود استانداردهای انسانی مورد انتقاد قرار میگیرد.
he showed a humane concern for the victims of the disaster.
او نگرشی انسانی نسبت به قربانیان بحران نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید