humidest

[ایالات متحده]/ˈhjuː.mɪ.dɛst/
[بریتانیا]/ˈhjuː.mɪ.dɛst/

ترجمه

adj. مرطوب‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

humidest month

مرطوب ترین ماه

humidest region

مرطوب ترین منطقه

humidest season

مرطوب ترین فصل

humidest climate

مرطوب ترین آب و هوا

humidest place

مرطوب ترین مکان

humidest time

مرطوب ترین زمان

humidest air

مرطوب ترین هوا

humidest conditions

مرطوب ترین شرایط

humidest environment

مرطوب ترین محیط

humidest weather

مرطوب ترین آب و هوای

جملات نمونه

the humidest month of the year is usually july.

معظمًا، مرطوب‌ترین ماه سال معمولاً ژوئیه است.

in the humidest regions, mold can grow quickly.

در مناطق مرطوب‌ترین، کپک می‌تواند به سرعت رشد کند.

she prefers to visit the humidest places during summer.

او ترجیح می‌دهد در طول تابستان از مکان‌های مرطوب‌ترین بازدید کند.

the air feels thickest in the humidest weather.

هوا در هوای مرطوب‌ترین غلیظ‌تر به نظر می‌رسد.

farmers often struggle in the humidest climates.

کشاورزان اغلب در آب و هوای مرطوب‌ترین با مشکل مواجه می‌شوند.

he complained about the humidest conditions at the beach.

او در مورد شرایط مرطوب‌ترین در ساحل شکایت کرد.

the humidest areas are perfect for tropical plants.

مناطق مرطوب‌ترین برای گیاهان استوایی عالی هستند.

living in the humidest parts of the country can be challenging.

زندگی در مرطوب‌ترین مناطق کشور می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

during the humidest days, we often stay indoors.

در طول روزهای مرطوب‌ترین، ما اغلب در داخل خانه می‌مانیم.

they measured the humidity in the humidest season.

آنها رطوبت را در مرطوب‌ترین فصل اندازه‌گیری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید