humongous task
وظیفه بسیار بزرگ
humongous crowd
جمعیت بسیار بزرگ
humongous amount
مقدار بسیار زیاد
humongous problem
مشکل بسیار بزرگ
humongous appetite
اشتهای بسیار زیاد
humongous size
اندازه بسیار بزرگ
humongous success
موفقیت بسیار بزرگ
humongous house
خانه بسیار بزرگ
humongous mistake
اشتباه بسیار بزرگ
humongous impact
تاثیر بسیار بزرگ
that cake is humongous; i can't finish it alone.
آن کیک فوق العاده بزرگ است؛ من نمی توانم آن را به تنهایی تمام کنم.
he has a humongous collection of comic books.
او مجموعه فوق العاده بزرگی از کتاب های کمیک دارد.
the humongous elephant at the zoo amazed all the visitors.
فیل فوق العاده بزرگ در باغ وحش همه بازدیدکنندگان را شگفت زده کرد.
they built a humongous statue in the town square.
آنها یک مجسمه فوق العاده بزرگ در میدان شهر ساختند.
the humongous waves made it difficult to surf.
امواج فوق العاده بزرگ باعث شد موج سواری دشوار شود.
she has a humongous heart and always helps others.
او قلبی فوق العاده بزرگ دارد و همیشه به دیگران کمک می کند.
the humongous crowd at the concert was overwhelming.
جمعیت فوق العاده بزرگ در کنسرت بسیار زیاد بود.
he faced a humongous challenge when starting his own business.
او هنگام شروع کسب و کار خود با یک چالش فوق العاده بزرگ روبرو شد.
the humongous tree in the park is over a hundred years old.
درخت فوق العاده بزرگ در پارک بیش از صد سال قدمت دارد.
they bought a humongous house with plenty of rooms.
آنها یک خانه فوق العاده بزرگ با اتاق های زیاد خریدند.
humongous task
وظیفه بسیار بزرگ
humongous crowd
جمعیت بسیار بزرگ
humongous amount
مقدار بسیار زیاد
humongous problem
مشکل بسیار بزرگ
humongous appetite
اشتهای بسیار زیاد
humongous size
اندازه بسیار بزرگ
humongous success
موفقیت بسیار بزرگ
humongous house
خانه بسیار بزرگ
humongous mistake
اشتباه بسیار بزرگ
humongous impact
تاثیر بسیار بزرگ
that cake is humongous; i can't finish it alone.
آن کیک فوق العاده بزرگ است؛ من نمی توانم آن را به تنهایی تمام کنم.
he has a humongous collection of comic books.
او مجموعه فوق العاده بزرگی از کتاب های کمیک دارد.
the humongous elephant at the zoo amazed all the visitors.
فیل فوق العاده بزرگ در باغ وحش همه بازدیدکنندگان را شگفت زده کرد.
they built a humongous statue in the town square.
آنها یک مجسمه فوق العاده بزرگ در میدان شهر ساختند.
the humongous waves made it difficult to surf.
امواج فوق العاده بزرگ باعث شد موج سواری دشوار شود.
she has a humongous heart and always helps others.
او قلبی فوق العاده بزرگ دارد و همیشه به دیگران کمک می کند.
the humongous crowd at the concert was overwhelming.
جمعیت فوق العاده بزرگ در کنسرت بسیار زیاد بود.
he faced a humongous challenge when starting his own business.
او هنگام شروع کسب و کار خود با یک چالش فوق العاده بزرگ روبرو شد.
the humongous tree in the park is over a hundred years old.
درخت فوق العاده بزرگ در پارک بیش از صد سال قدمت دارد.
they bought a humongous house with plenty of rooms.
آنها یک خانه فوق العاده بزرگ با اتاق های زیاد خریدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید