hydrocarbons

[ایالات متحده]/ˌhaɪdrəʊˈkɑːbənz/
[بریتانیا]/ˌhaɪdroʊˈkɑːrbənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیباتی که از هیدروژن و کربن تشکیل شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

fossil hydrocarbons

هیدروکربن‌های فسیلی

hydrocarbons emissions

گازهای گلخانه‌ای هیدروکربنی

hydrocarbons extraction

استخراج هیدروکربن

hydrocarbons analysis

تجزیه و تحلیل هیدروکربن

hydrocarbons reserves

ذخایر هیدروکربن

hydrocarbons production

تولید هیدروکربن

hydrocarbons sources

منابع هیدروکربن

hydrocarbons composition

ترکیب هیدروکربن

hydrocarbons processing

توسعه هیدروکربن

hydrocarbons pollution

آلودگی هیدروکربن

جملات نمونه

hydrocarbons are the primary components of crude oil.

هیدروکربن‌ها اجزای اصلی نفت خام هستند.

many fuels are derived from hydrocarbons.

بسیاری از سوخت‌ها از هیدروکربن‌ها مشتق شده‌اند.

hydrocarbons can be found in natural gas.

هیدروکربن‌ها را می‌توان در گاز طبیعی یافت.

environmental regulations often target hydrocarbons.

مقررات زیست‌محیطی اغلب هیدروکربن‌ها را هدف قرار می‌دهند.

the combustion of hydrocarbons produces carbon dioxide.

سوختن هیدروکربن‌ها دی‌اکسید کربن تولید می‌کند.

hydrocarbons are essential for the petrochemical industry.

هیدروکربن‌ها برای صنعت پتروشیمی ضروری هستند.

scientists study hydrocarbons to understand energy sources.

دانشمندان هیدروکربن‌ها را برای درک منابع انرژی مطالعه می‌کنند.

some hydrocarbons are harmful to human health.

برخی از هیدروکربن‌ها برای سلامت انسان مضر هستند.

hydrocarbons can be classified into saturated and unsaturated types.

هیدروکربن‌ها را می‌توان بر اساس نوع‌های اشباع شده و غیر اشباع شده طبقه‌بندی کرد.

reducing hydrocarbons in the atmosphere is crucial for climate change.

کاهش هیدروکربن‌ها در جو برای تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید