hydrolyzing

[ایالات متحده]/haɪˈdrɒl.aɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/haɪˈdrɑː.ləˌaɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند تجزیه یک ترکیب از طریق واکنش با آب

عبارات و ترکیب‌ها

hydrolyzing enzymes

آنزیم‌های هیدرولیز

hydrolyzing reactions

واکنش‌های هیدرولیز

hydrolyzing proteins

پروتئین‌های هیدرولیز

hydrolyzing starch

هیدرولیز نشاسته

hydrolyzing fats

هیدرولیز چربی‌ها

hydrolyzing carbohydrates

هیدرولیز کربوهیدرات‌ها

hydrolyzing compounds

ترکیبات هیدرولیز

hydrolyzing nucleic acids

اسیدهای نوکلئیک هیدرولیز

hydrolyzing agents

عوامل هیدرولیز

hydrolyzing sugars

هیدرولیز قندها

جملات نمونه

the enzyme is hydrolyzing the starch into glucose.

آنزیم نشاسته را به گلوکز هیدرولیز می‌کند.

hydrolyzing proteins can improve their digestibility.

هیدرولیز کردن پروتئین‌ها می‌تواند قابلیت هضم آنها را بهبود بخشد.

we are hydrolyzing the polymer to create smaller molecules.

ما در حال هیدرولیز کردن پلیمر برای ایجاد مولکول‌های کوچکتر هستیم.

the process of hydrolyzing fats produces fatty acids.

فرآیند هیدرولیز کردن چربی‌ها اسیدهای چرب تولید می‌کند.

hydrolyzing the compound releases energy.

هیدرولیز کردن ترکیب باعث آزاد شدن انرژی می‌شود.

the scientist is studying the effects of hydrolyzing cellulose.

دانشمند در حال بررسی اثرات هیدرولیز کردن سلولز است.

hydrolyzing sugars can lead to fermentation.

هیدرولیز کردن قندها می‌تواند منجر به تخمیر شود.

they are hydrolyzing the material to enhance its properties.

آنها در حال هیدرولیز کردن ماده برای بهبود خواص آن هستند.

hydrolyzing the sample will help analyze its components.

هیدرولیز کردن نمونه به تجزیه و تحلیل اجزای آن کمک می‌کند.

the lab is focused on hydrolyzing various organic compounds.

آزمایشگاه بر روی هیدرولیز ترکیبات آلی مختلف متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید