idiotic

[ایالات متحده]/ɪdɪ'ɒtɪk/
[بریتانیا]/'ɪdɪ'ɑtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احمق یا احمقانه.

جملات نمونه

How boring that idiotic Count is!

چه خسته کننده آن کنت احمق است!

perform idiotic tricks out of sheer bravado

انجام حقه های احمقانه فقط به دلیل خودنمایی محض

they're hoping that I'll bow to their idiotic arrangements without a bleat.

آنها امیدوارند که بدون هیچ اعتراضی در برابر برنامه های احمقانه آنها تسلیم شوم.

The model looked at her reflection in the mirror with an idiotic simper. Asmirk is an affected smile that often expresses an offensive smugness:

مدل نگاهی به انعکاس خود در آینه با لبخند احمقانه انداخت. لبخند، یک لبخند ساختگی است که اغلب بیانگر غرور آمیز و توهین آمیزی است:

It was an idiotic mistake.

یک اشتباه احمقانه بود.

Don't make such an idiotic decision.

چنین تصمیمی احمقانه نگیرید.

His idiotic behavior caused a lot of problems.

رفتار احمقانه او باعث ایجاد مشکلات زیادی شد.

She made an idiotic comment during the meeting.

او در طول جلسه یک اظهار نظر احمقانه کرد.

I can't believe how idiotic that plan is!

نمی توانم باور کنم که آن برنامه چقدر احمقانه است!

He always comes up with idiotic excuses.

او همیشه بهانه‌های احمقانه ای می‌آورد.

The movie had an idiotic plot.

فیلم دارای طرحی احمقانه بود.

She made an idiotic joke that no one laughed at.

او یک شوخی احمقانه کرد که هیچ کس نخندید.

Their idiotic behavior embarrassed everyone at the party.

رفتار احمقانه آنها همه را در مهمانی شرمنده کرد.

Stop making such idiotic comments!

توقف اظهارات احمقانه!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید