idol worship
پرستش بت
pop idols
ستارههای عامهپسند
fallen idols
بتهای سقوط کرده
idolize them
آنها را قهرمانانه پرستش کنید
young idols
ستارههای جوان
idol's image
تصویر بت
idol status
وضعیت ستاره
idol groups
گروههای ستاره
became idols
به ستاره تبدیل شدند
idol culture
فرهنگ ستارهمحوری
the young fans adore their idols and follow their every move.
طرفداران جوان، از قدیسان خود بسیار استقبال میکنند و از هر حرکت آنها پیروی میکنند.
many aspiring singers dream of becoming pop idols.
آرزوی بسیاری از خوانندگان مشتاق تبدیل شدن به یک قدیس پاپ است.
the k-pop industry is known for creating manufactured idols.
صنعت کی-پاپ به خاطر خلق قدیسان ساختگی شناخته شده است.
she's a huge idol of mine; i admire her dedication and talent.
او یک قدیس بزرگ در نظر من است؛ من از تعهد و استعداد او تحسین میکنم.
the band's biggest idol was elvis presley.
بزرگترین قدیس گروه، الویس پرسلی بود.
he started out as an unknown, then became a global idol.
او از ناشناخته شروع کرد و سپس به یک قدیس جهانی تبدیل شد.
the pressure on idols to maintain a perfect image is immense.
فشار بر روی قدیسان برای حفظ یک تصویر بینقص بسیار زیاد است.
the new idol group quickly gained a massive following on social media.
گروه قدیس جدید به سرعت دنبال کنندگان زیادی را در رسانههای اجتماعی به دست آورد.
she idolizes her older sister and wants to be just like her.
او خواهر بزرگترش را الگو میگیرد و میخواهد مثل او باشد.
the company carefully cultivates its idols to ensure their success.
شرکت با دقت قدیسان خود را پرورش میدهد تا از موفقیت آنها اطمینان حاصل کند.
despite their fame, some idols struggle with mental health issues.
با وجود شهرتشان، برخی از قدیسان با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند.
idol worship
پرستش بت
pop idols
ستارههای عامهپسند
fallen idols
بتهای سقوط کرده
idolize them
آنها را قهرمانانه پرستش کنید
young idols
ستارههای جوان
idol's image
تصویر بت
idol status
وضعیت ستاره
idol groups
گروههای ستاره
became idols
به ستاره تبدیل شدند
idol culture
فرهنگ ستارهمحوری
the young fans adore their idols and follow their every move.
طرفداران جوان، از قدیسان خود بسیار استقبال میکنند و از هر حرکت آنها پیروی میکنند.
many aspiring singers dream of becoming pop idols.
آرزوی بسیاری از خوانندگان مشتاق تبدیل شدن به یک قدیس پاپ است.
the k-pop industry is known for creating manufactured idols.
صنعت کی-پاپ به خاطر خلق قدیسان ساختگی شناخته شده است.
she's a huge idol of mine; i admire her dedication and talent.
او یک قدیس بزرگ در نظر من است؛ من از تعهد و استعداد او تحسین میکنم.
the band's biggest idol was elvis presley.
بزرگترین قدیس گروه، الویس پرسلی بود.
he started out as an unknown, then became a global idol.
او از ناشناخته شروع کرد و سپس به یک قدیس جهانی تبدیل شد.
the pressure on idols to maintain a perfect image is immense.
فشار بر روی قدیسان برای حفظ یک تصویر بینقص بسیار زیاد است.
the new idol group quickly gained a massive following on social media.
گروه قدیس جدید به سرعت دنبال کنندگان زیادی را در رسانههای اجتماعی به دست آورد.
she idolizes her older sister and wants to be just like her.
او خواهر بزرگترش را الگو میگیرد و میخواهد مثل او باشد.
the company carefully cultivates its idols to ensure their success.
شرکت با دقت قدیسان خود را پرورش میدهد تا از موفقیت آنها اطمینان حاصل کند.
despite their fame, some idols struggle with mental health issues.
با وجود شهرتشان، برخی از قدیسان با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید