image-conscious

[ایالات متحده]/[ˈɪmɪdʒ ˈkɒnʃəs]/
[بریتانیا]/[ˈɪmɪdʒ ˈkɒnʃəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نگران این‌که دیگران شما را چگونه می‌بینند؛ نگران وجهه‌ی عمومی خود؛ بیش از حد نگران ظاهر خود.

عبارات و ترکیب‌ها

image-conscious consumers

مصرف‌کنندگان آگاه به تصویر

being image-conscious

آگاه بودن به تصویر

extremely image-conscious

بسیار آگاه به تصویر

image-conscious marketing

بازاریابی آگاه به تصویر

highly image-conscious

بسیار آگاه به تصویر

image-conscious brands

برندهای آگاه به تصویر

seem image-conscious

ظاهراً آگاه به تصویر هستند

become image-conscious

آگاه به تصویر شوند

image-conscious appeal

جذابیت آگاه به تصویر

was image-conscious

آگاه به تصویر بود

جملات نمونه

the company is very image-conscious and carefully controls its public relations.

شرکت بسیار به ظاهر خود اهمیت می‌دهد و روابط عمومی خود را با دقت کنترل می‌کند.

she's image-conscious and spends a lot of time and money on her appearance.

او به ظاهر خود اهمیت می‌دهد و زمان و پول زیادی را صرف ظاهر خود می‌کند.

he's an image-conscious politician who always dresses impeccably.

او یک سیاستمدار بسیار به ظاهر خود اهمیت‌دهنده است که همیشه به طور بی‌نقص لباس می‌پوشد.

the brand caters to an image-conscious consumer base seeking luxury goods.

این برند به مشتریانی که به ظاهر خود اهمیت می‌دهند و به دنبال کالاهای لوکس هستند، خدمات ارائه می‌دهد.

image-conscious celebrities often hire stylists to maintain a perfect look.

سلبریتی‌هایی که به ظاهر خود اهمیت می‌دهند، اغلب استایلیست استخدام می‌کنند تا ظاهری بی‌نقص را حفظ کنند.

the restaurant's decor is designed to appeal to an image-conscious clientele.

دکوراسیون رستوران به گونه‌ای طراحی شده است که برای مشتریانی که به ظاهر خود اهمیت می‌دهند جذاب باشد.

he gave an image-conscious speech emphasizing his family values.

او سخنرانی‌ای داد که به ظاهر خود اهمیت می‌داد و بر ارزش‌های خانوادگی خود تأکید می‌کرد.

the marketing campaign targeted image-conscious millennials with aspirational messaging.

کمپین بازاریابی بر روی نسل‌های هزاره که به ظاهر خود اهمیت می‌دهند با پیام‌های الهام‌بخش تمرکز کرد.

the company's image-conscious approach extends to its employee training programs.

رویکرد شرکت که به ظاهر خود اهمیت می‌دهد، شامل برنامه‌های آموزشی کارکنان نیز می‌شود.

she's become increasingly image-conscious since starting her new job.

او از زمان شروع شغل جدیدش به طور فزاینده‌ای به ظاهر خود اهمیت داده است.

the product's sleek design appeals to an image-conscious market.

طراحی شیک محصول برای بازاری که به ظاهر خود اهمیت می‌دهد جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید