image-conscious consumers
مصرفکنندگان آگاه به تصویر
being image-conscious
آگاه بودن به تصویر
extremely image-conscious
بسیار آگاه به تصویر
image-conscious marketing
بازاریابی آگاه به تصویر
highly image-conscious
بسیار آگاه به تصویر
image-conscious brands
برندهای آگاه به تصویر
seem image-conscious
ظاهراً آگاه به تصویر هستند
become image-conscious
آگاه به تصویر شوند
image-conscious appeal
جذابیت آگاه به تصویر
was image-conscious
آگاه به تصویر بود
the company is very image-conscious and carefully controls its public relations.
شرکت بسیار به ظاهر خود اهمیت میدهد و روابط عمومی خود را با دقت کنترل میکند.
she's image-conscious and spends a lot of time and money on her appearance.
او به ظاهر خود اهمیت میدهد و زمان و پول زیادی را صرف ظاهر خود میکند.
he's an image-conscious politician who always dresses impeccably.
او یک سیاستمدار بسیار به ظاهر خود اهمیتدهنده است که همیشه به طور بینقص لباس میپوشد.
the brand caters to an image-conscious consumer base seeking luxury goods.
این برند به مشتریانی که به ظاهر خود اهمیت میدهند و به دنبال کالاهای لوکس هستند، خدمات ارائه میدهد.
image-conscious celebrities often hire stylists to maintain a perfect look.
سلبریتیهایی که به ظاهر خود اهمیت میدهند، اغلب استایلیست استخدام میکنند تا ظاهری بینقص را حفظ کنند.
the restaurant's decor is designed to appeal to an image-conscious clientele.
دکوراسیون رستوران به گونهای طراحی شده است که برای مشتریانی که به ظاهر خود اهمیت میدهند جذاب باشد.
he gave an image-conscious speech emphasizing his family values.
او سخنرانیای داد که به ظاهر خود اهمیت میداد و بر ارزشهای خانوادگی خود تأکید میکرد.
the marketing campaign targeted image-conscious millennials with aspirational messaging.
کمپین بازاریابی بر روی نسلهای هزاره که به ظاهر خود اهمیت میدهند با پیامهای الهامبخش تمرکز کرد.
the company's image-conscious approach extends to its employee training programs.
رویکرد شرکت که به ظاهر خود اهمیت میدهد، شامل برنامههای آموزشی کارکنان نیز میشود.
she's become increasingly image-conscious since starting her new job.
او از زمان شروع شغل جدیدش به طور فزایندهای به ظاهر خود اهمیت داده است.
the product's sleek design appeals to an image-conscious market.
طراحی شیک محصول برای بازاری که به ظاهر خود اهمیت میدهد جذاب است.
image-conscious consumers
مصرفکنندگان آگاه به تصویر
being image-conscious
آگاه بودن به تصویر
extremely image-conscious
بسیار آگاه به تصویر
image-conscious marketing
بازاریابی آگاه به تصویر
highly image-conscious
بسیار آگاه به تصویر
image-conscious brands
برندهای آگاه به تصویر
seem image-conscious
ظاهراً آگاه به تصویر هستند
become image-conscious
آگاه به تصویر شوند
image-conscious appeal
جذابیت آگاه به تصویر
was image-conscious
آگاه به تصویر بود
the company is very image-conscious and carefully controls its public relations.
شرکت بسیار به ظاهر خود اهمیت میدهد و روابط عمومی خود را با دقت کنترل میکند.
she's image-conscious and spends a lot of time and money on her appearance.
او به ظاهر خود اهمیت میدهد و زمان و پول زیادی را صرف ظاهر خود میکند.
he's an image-conscious politician who always dresses impeccably.
او یک سیاستمدار بسیار به ظاهر خود اهمیتدهنده است که همیشه به طور بینقص لباس میپوشد.
the brand caters to an image-conscious consumer base seeking luxury goods.
این برند به مشتریانی که به ظاهر خود اهمیت میدهند و به دنبال کالاهای لوکس هستند، خدمات ارائه میدهد.
image-conscious celebrities often hire stylists to maintain a perfect look.
سلبریتیهایی که به ظاهر خود اهمیت میدهند، اغلب استایلیست استخدام میکنند تا ظاهری بینقص را حفظ کنند.
the restaurant's decor is designed to appeal to an image-conscious clientele.
دکوراسیون رستوران به گونهای طراحی شده است که برای مشتریانی که به ظاهر خود اهمیت میدهند جذاب باشد.
he gave an image-conscious speech emphasizing his family values.
او سخنرانیای داد که به ظاهر خود اهمیت میداد و بر ارزشهای خانوادگی خود تأکید میکرد.
the marketing campaign targeted image-conscious millennials with aspirational messaging.
کمپین بازاریابی بر روی نسلهای هزاره که به ظاهر خود اهمیت میدهند با پیامهای الهامبخش تمرکز کرد.
the company's image-conscious approach extends to its employee training programs.
رویکرد شرکت که به ظاهر خود اهمیت میدهد، شامل برنامههای آموزشی کارکنان نیز میشود.
she's become increasingly image-conscious since starting her new job.
او از زمان شروع شغل جدیدش به طور فزایندهای به ظاهر خود اهمیت داده است.
the product's sleek design appeals to an image-conscious market.
طراحی شیک محصول برای بازاری که به ظاهر خود اهمیت میدهد جذاب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید