imbricate layers
لایههای تودرتو
imbricate scales
ترازوهای تودرتو
imbricate tiles
کاشیهای تودرتو
imbricate leaves
برگهای تودرتو
imbricate structures
ساختارهای تودرتو
imbricate patterns
الگوهای تودرتو
imbricate rocks
سنگهای تودرتو
imbricate surfaces
سطوح تودرتو
imbricate arrangement
چیدمان تودرتو
imbricate design
طراحی تودرتو
the leaves imbricate over one another, creating a beautiful pattern.
برگها روی یکدیگر قرار میگیرند و الگوی زیبایی ایجاد میکنند.
the tiles were designed to imbricate, ensuring a watertight seal.
کاشیها به گونهای طراحی شدهاند که روی هم قرار گیرند و از نفوذ آب جلوگیری کنند.
birds often imbricate their feathers for insulation.
پرندگان اغلب پرهای خود را برای عایق بندی روی هم قرار میدهند.
the chef taught us how to imbricate the ingredients for a layered dish.
سرآشپز به ما نشان داد که چگونه مواد لازم را برای یک غذای لایهای روی هم قرار دهیم.
in the garden, the plants imbricate to form a natural canopy.
در باغ، گیاهان روی هم قرار میگیرند تا یک سقف طبیعی ایجاد کنند.
the artist's technique allows colors to imbricate seamlessly.
تکنیک هنرمند به رنگها اجازه میدهد تا به طور یکپارچه روی هم قرار گیرند.
as the roof tiles imbricate, they provide excellent protection from rain.
با قرار گرفتن کاشیهای سقف روی هم، محافظت خوبی در برابر باران فراهم میشود.
in ecology, species can imbricate their habitats for better survival.
در اکولوژی، گونهها میتوانند زیستگاههای خود را برای بقای بهتر روی هم قرار دهند.
the design of the building features walls that imbricate for stability.
طراحی ساختمان دارای دیوارهایی است که برای استحکام روی هم قرار میگیرند.
during the presentation, he explained how the concepts imbricate with each other.
در طول ارائه، او توضیح داد که چگونه مفاهیم با یکدیگر روی هم قرار میگیرند.
imbricate layers
لایههای تودرتو
imbricate scales
ترازوهای تودرتو
imbricate tiles
کاشیهای تودرتو
imbricate leaves
برگهای تودرتو
imbricate structures
ساختارهای تودرتو
imbricate patterns
الگوهای تودرتو
imbricate rocks
سنگهای تودرتو
imbricate surfaces
سطوح تودرتو
imbricate arrangement
چیدمان تودرتو
imbricate design
طراحی تودرتو
the leaves imbricate over one another, creating a beautiful pattern.
برگها روی یکدیگر قرار میگیرند و الگوی زیبایی ایجاد میکنند.
the tiles were designed to imbricate, ensuring a watertight seal.
کاشیها به گونهای طراحی شدهاند که روی هم قرار گیرند و از نفوذ آب جلوگیری کنند.
birds often imbricate their feathers for insulation.
پرندگان اغلب پرهای خود را برای عایق بندی روی هم قرار میدهند.
the chef taught us how to imbricate the ingredients for a layered dish.
سرآشپز به ما نشان داد که چگونه مواد لازم را برای یک غذای لایهای روی هم قرار دهیم.
in the garden, the plants imbricate to form a natural canopy.
در باغ، گیاهان روی هم قرار میگیرند تا یک سقف طبیعی ایجاد کنند.
the artist's technique allows colors to imbricate seamlessly.
تکنیک هنرمند به رنگها اجازه میدهد تا به طور یکپارچه روی هم قرار گیرند.
as the roof tiles imbricate, they provide excellent protection from rain.
با قرار گرفتن کاشیهای سقف روی هم، محافظت خوبی در برابر باران فراهم میشود.
in ecology, species can imbricate their habitats for better survival.
در اکولوژی، گونهها میتوانند زیستگاههای خود را برای بقای بهتر روی هم قرار دهند.
the design of the building features walls that imbricate for stability.
طراحی ساختمان دارای دیوارهایی است که برای استحکام روی هم قرار میگیرند.
during the presentation, he explained how the concepts imbricate with each other.
در طول ارائه، او توضیح داد که چگونه مفاهیم با یکدیگر روی هم قرار میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید