immunoregulator

[ایالات متحده]/ˌɪmjʊnəʊˈrɛɡjʊleɪtər/
[بریتانیا]/ˌɪmjʊnoʊˈrɛɡjʊleɪtər/

ترجمه

n. ماده‌ای که سیستم ایمنی را تنظیم می‌کند

جملات نمونه

the new immunoregulator therapy has shown promising results in treating autoimmune diseases.

درمان جدید ایمونورگولاتوری نتایج امیدوارکننده‌ای در درمان بیماری‌های خودایمنی نشان داده است.

scientists are studying how certain herbs act as natural immunoregulators in the body.

دانشمندان در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه برخی از گیاهان به عنوان ایمونورگولاتورهای طبیعی در بدن عمل می‌کنند.

the immunoregulator function of this protein helps maintain immune system balance.

عملکرد ایمونورگولاتور این پروتئین به حفظ تعادل سیستم ایمنی کمک می‌کند.

doctors may prescribe immunoregulator drugs to patients with overactive immune responses.

پزشکان ممکن است داروهای ایمونورگولاتور را برای بیمارانی با پاسخ ایمنی بیش از حد تجویز کنند.

researchers discovered a novel mechanism by which this compound functions as an immunoregulator.

محققان یک مکانیسم جدیدی را کشف کردند که از طریق آن این ترکیب به عنوان یک ایمونورگولاتور عمل می‌کند.

the immunoregulator properties of vitamin d have been extensively documented in medical literature.

خواص ایمونورگولاتور ویتامین D به طور گسترده در متون پزشکی مستند شده است.

some fungi contain powerful immunoregulator agents that can modulate immune activity.

برخی قارچ‌ها حاوی عوامل ایمونورگولاتور قدرتمندی هستند که می‌توانند فعالیت ایمنی را تعدیل کنند.

the immunoregulator effects must be carefully monitored during treatment to avoid complications.

اثرات ایمونورگولاتور باید به دقت در طول درمان برای جلوگیری از عوارض ردیابی شوند.

chronic stress can disrupt the body's natural immunoregulator system and increase disease susceptibility.

استرس مزمن می‌تواند سیستم ایمونورگولاتور طبیعی بدن را مختل کرده و خطر ابتلا به بیماری را افزایش دهد.

understanding immunoregulator pathways is essential for developing new treatments for immune disorders.

درک مسیرهای ایمونورگولاتور برای توسعه درمان‌های جدید برای اختلالات ایمنی ضروری است.

the imbalance of immunoregulator cells often leads to inflammatory conditions in patients.

عدم تعادل سلول‌های ایمونورگولاتور اغلب منجر به شرایط التهابی در بیماران می‌شود.

this natural compound serves as a potent immunoregulator with minimal side effects.

این ترکیب طبیعی به عنوان یک ایمونورگولاتور قوی با عوارض جانبی حداقل عمل می‌کند.

immunoregulator signaling molecules play a crucial role in coordinating immune responses throughout the body.

مولکول‌های سیگنالینگ ایمونورگولاتور نقش مهمی در هماهنگی پاسخ‌های ایمنی در سراسر بدن ایفا می‌کنند.

clinical trials are underway to evaluate the safety of this experimental immunoregulator compound.

آزمایش‌های بالینی برای ارزیابی ایمنی این ترکیب تجربی ایمونورگولاتور در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید