impertinence

[ایالات متحده]/ɪmˈpɜːtɪnəns/
[بریتانیا]/ɪmˈpɜːrtnəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار نامناسب، بی‌ادبی، عدم احترام.
Word Forms

جملات نمونه

Affronted at his impertinence, she stared at him coldly and wordlessly.

با توهین به بی‌ادبی او، با نگاه سرد و بی‌صدا به او خیره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید