implanting

[ایالات متحده]/[ˈɪmplæntɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɪmplæntɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جایگذاری یا نصب (چیزی) در بدن یا در یک گیاه؛ معرفی یا برقرار کردن چیزی به تدریج.
n. عمل جایگذاری.

عبارات و ترکیب‌ها

implanting devices

نصب دستگاه

implanting memories

نصب خاطرات

implanting technology

نصب فناوری

implanting chip

نصب چیپ

implanting procedure

رویه نصب

implanting study

مطالعه نصب

implanted data

داده‌های نصب شده

implanted electrode

الکترود نصب شده

implanted vision

بینایی نصب شده

implanting process

فرآیند نصب

جملات نمونه

the surgeon is considering implanting a new chip in the patient's brain.

جراح در حال فکر کردن به جایگذاری یک میکروچیپ جدید در مغز بیمار است.

researchers are exploring implanting microchips to monitor vital signs.

پژوهشگران در حال بررسی جایگذاری میکروچیپ‌ها برای پایش علائم حیاتی هستند.

the company is focusing on implanting wireless sensors in industrial equipment.

شرکت روی جایگذاری حسگرهای بی‌سیم در تجهیزات صنعتی متمرکز است.

they discussed the possibility of implanting a pacemaker to regulate his heart.

آن‌ها امکان جایگذاری یک پمپ قلبی برای تنظیم قلب او را مورد بحث قرار دادند.

the procedure involved implanting a retinal prosthesis to restore some vision.

این فرآیند شامل جایگذاری یک پروتز رتینا برای بازگرداندن بصر به‌طور کامل نبود.

the team successfully completed implanting the new communication device.

تیم به‌طور موفقیت‌آمیزی جایگذاری دستگاه ارتباطی جدید را به پایان رساند.

the ethical concerns surrounding implanting technology in humans are significant.

ملاحظات اخلاقی مرتبط با جایگذاری فناوری در انسان‌ها اهمیت زیادی دارد.

the dentist planned on implanting a titanium post to support the new tooth.

دندانپزشک برنامه‌ریزی برای جایگذاری یک پایه تیتانیومی برای حمایت از دندان جدید داشت.

the project aims at implanting smart meters across the city to improve efficiency.

این پروژه به منظور جایگذاری شمارنده‌های هوشمند در سراسر شهر به منظور بهبود کارایی است.

the veterinarian decided on implanting a tracking device in the stray cat.

پزشک دامی تصمیم گرفت یک دستگاه ردیابی در گربه بی‌خانمان را جایگذاری کند.

the company is researching implanting memory enhancements in computers.

شرکت در حال پژوهش جایگذاری بهبودهای حافظه در کامپیوترها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید