imposted arch
طاقچه فرارویدهشده
imposted ceiling
سقف فرارویدهشده
imposted design
طراحی فرارویدهشده
imposted structure
ساختار فرارویدهشده
imposted element
عنصر فرارویدهشده
imposted detail
جزئیات فرارویدهشده
imposted feature
ویژگی فرارویدهشده
imposted facade
نمای فرارویدهشده
imposted panel
صفحه فرارویدهشده
the imposted tax on luxury goods has increased this year.
مالیات تحمیل شده بر کالاهای لوکس امسال افزایش یافته است.
many businesses feel the burden of imposted regulations.
بسیاری از مشاغل بار سنگین مقررات تحمیل شده را احساس می کنند.
the imposted fees for late payments can be quite high.
هزینه های تحمیل شده برای پرداخت های دیر هنگام می تواند بسیار زیاد باشد.
imposted duties on imports can affect market prices.
عوارض تحمیل شده بر واردات می تواند بر قیمت های بازار تأثیر بگذارد.
the government has imposted new tariffs on foreign goods.
دولت تعرفه های جدیدی بر کالاهای خارجی تحمیل کرده است.
imposted restrictions on trade have sparked controversy.
محدودیت های تحمیل شده بر تجارت باعث ایجاد جنجال شده است.
they complained about the imposted limitations on their freedoms.
آنها در مورد محدودیت های تحمیل شده بر آزادی های خود شکایت کردند.
imposted sanctions can lead to economic isolation.
تحریم های تحمیل شده می تواند منجر به انزوا اقتصادی شود.
the imposted standards for safety must be met.
استانداردهای تحمیل شده برای ایمنی باید رعایت شوند.
imposted charges for services can deter customers.
هزینه های تحمیل شده برای خدمات می تواند مشتریان را منصرف کند.
imposted arch
طاقچه فرارویدهشده
imposted ceiling
سقف فرارویدهشده
imposted design
طراحی فرارویدهشده
imposted structure
ساختار فرارویدهشده
imposted element
عنصر فرارویدهشده
imposted detail
جزئیات فرارویدهشده
imposted feature
ویژگی فرارویدهشده
imposted facade
نمای فرارویدهشده
imposted panel
صفحه فرارویدهشده
the imposted tax on luxury goods has increased this year.
مالیات تحمیل شده بر کالاهای لوکس امسال افزایش یافته است.
many businesses feel the burden of imposted regulations.
بسیاری از مشاغل بار سنگین مقررات تحمیل شده را احساس می کنند.
the imposted fees for late payments can be quite high.
هزینه های تحمیل شده برای پرداخت های دیر هنگام می تواند بسیار زیاد باشد.
imposted duties on imports can affect market prices.
عوارض تحمیل شده بر واردات می تواند بر قیمت های بازار تأثیر بگذارد.
the government has imposted new tariffs on foreign goods.
دولت تعرفه های جدیدی بر کالاهای خارجی تحمیل کرده است.
imposted restrictions on trade have sparked controversy.
محدودیت های تحمیل شده بر تجارت باعث ایجاد جنجال شده است.
they complained about the imposted limitations on their freedoms.
آنها در مورد محدودیت های تحمیل شده بر آزادی های خود شکایت کردند.
imposted sanctions can lead to economic isolation.
تحریم های تحمیل شده می تواند منجر به انزوا اقتصادی شود.
the imposted standards for safety must be met.
استانداردهای تحمیل شده برای ایمنی باید رعایت شوند.
imposted charges for services can deter customers.
هزینه های تحمیل شده برای خدمات می تواند مشتریان را منصرف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید