imposted

[ایالات متحده]/ɪmˈpəʊstɪd/
[بریتانیا]/ɪmˈpoʊstɪd/

ترجمه

n. عوارض گمرکی؛ مالیات
vt. طبقه‌بندی کالاهای وارداتی برای مالیات

عبارات و ترکیب‌ها

imposted arch

طاقچه فرارویده‌شده

imposted ceiling

سقف فرارویده‌شده

imposted design

طراحی فرارویده‌شده

imposted structure

ساختار فرارویده‌شده

imposted element

عنصر فرارویده‌شده

imposted detail

جزئیات فرارویده‌شده

imposted feature

ویژگی فرارویده‌شده

imposted facade

نمای فرارویده‌شده

imposted panel

صفحه فرارویده‌شده

جملات نمونه

the imposted tax on luxury goods has increased this year.

مالیات تحمیل شده بر کالاهای لوکس امسال افزایش یافته است.

many businesses feel the burden of imposted regulations.

بسیاری از مشاغل بار سنگین مقررات تحمیل شده را احساس می کنند.

the imposted fees for late payments can be quite high.

هزینه های تحمیل شده برای پرداخت های دیر هنگام می تواند بسیار زیاد باشد.

imposted duties on imports can affect market prices.

عوارض تحمیل شده بر واردات می تواند بر قیمت های بازار تأثیر بگذارد.

the government has imposted new tariffs on foreign goods.

دولت تعرفه های جدیدی بر کالاهای خارجی تحمیل کرده است.

imposted restrictions on trade have sparked controversy.

محدودیت های تحمیل شده بر تجارت باعث ایجاد جنجال شده است.

they complained about the imposted limitations on their freedoms.

آنها در مورد محدودیت های تحمیل شده بر آزادی های خود شکایت کردند.

imposted sanctions can lead to economic isolation.

تحریم های تحمیل شده می تواند منجر به انزوا اقتصادی شود.

the imposted standards for safety must be met.

استانداردهای تحمیل شده برای ایمنی باید رعایت شوند.

imposted charges for services can deter customers.

هزینه های تحمیل شده برای خدمات می تواند مشتریان را منصرف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید