impressionist

[ایالات متحده]/ɪm'preʃənɪst/
[بریتانیا]/ɪm'prɛʃənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاشی که روشی خیال‌انگیز برای تقلید از سلبریتی‌ها اتخاذ می‌کند
adj. مربوط به یا ویژگی‌دار از امپرسیونیسم
Word Forms

جملات نمونه

a painting typical of the Impressionist school.

تابلویی نمونه از مکتب نقاشی امپرسیونیست.

they were both working in a neo-Impressionist idiom.

آنها هر دو با لحنی نو-امپرسیونیستی کار می‌کردند.

the idiom of the French impressionists; the punk rock idiom.

اصطلاح نقاشان فرانسوی امپرسیونیست؛ اصطلاح پانک راک.

an Impressionist painting that is a vast cloudscape of buoyant, floating forms.

یک نقاشی امپرسیونیستی که یک منظره ابری وسیع با فرم های شناور و شناور است.

an impressionist who caught the effects of wind and water in his paintings.

یک نقاش امپرسیونیست که اثرات باد و آب را در نقاشی‌های خود به تصویر می‌کشید.

She is an impressionist painter.

او یک نقاش امپرسیونیست است.

The impressionist style focuses on capturing light and color.

سبک امپرسیونیستی بر ثبت نور و رنگ تمرکز دارد.

Many famous impressionist artists emerged in the 19th century.

بسیاری از هنرمندان مشهور امپرسیونیست در قرن نوزدهم ظهور کردند.

Impressionist music often evokes a sense of atmosphere and mood.

موسیقی امپرسیونیستی اغلب حال و هوا و احساسات را برمی‌انگیزد.

His writing has an impressionist quality, with vivid descriptions and sensory details.

نوشتن او دارای کیفیتی امپرسیونیستی است، با توصیفات زنده و جزئیات حسی.

The film uses impressionist techniques to convey the protagonist's emotions.

فیلم از تکنیک‌های امپرسیونیستی برای انتقال احساسات شخصیت اصلی استفاده می‌کند.

Impressionist photography captures fleeting moments and emotions.

عکاسی امپرسیونیستی لحظات و احساسات زودگذر را به تصویر می‌کشد.

The artist's impressionist brushstrokes create a sense of movement and spontaneity.

ضربات قلم موی امپرسیونیستی هنرمند، حسی از حرکت و بداهه را ایجاد می‌کند.

The novel is written in an impressionist style, with fragmented narratives and subjective perspectives.

این رمان با سبکی امپرسیونیستی نوشته شده است، با روایت‌های تکه تکه و دیدگاه‌های ذهنی.

Her dance performance was described as impressionist, with fluid movements and dreamlike sequences.

اجرای رقص او به عنوان امپرسیونیستی توصیف شد، با حرکات روان و دنباله‌های رویایی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید