inattention

[ایالات متحده]/ɪnə'tenʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌɪnə'tɛnʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود توجه؛ بی‌توجهی؛ بی‌احتیاطی.
Word Forms

جملات نمونه

Inattention or attention transitoriness was the prominent characteristic of all the students.

بی‌توجهی یا گذرا بودن توجه، ویژگی برجسته تمام دانش‌آموزان بود.

One moment of inattention when driving could be fatal.

یک لحظه بی‌توجهی هنگام رانندگی می‌تواند کشنده باشد.

He was dismissed for inattention to his duty.

او به دلیل بی‌توجهی به وظیفه‌اش اخراج شد.

The accident was caused by the driver's inattention.

تصادف به دلیل بی‌توجهی راننده رخ داد.

Inattention to detail can lead to mistakes in your work.

بی‌توجهی به جزئیات می‌تواند منجر به اشتباه در کار شما شود.

Her inattention during the meeting was quite noticeable.

بی‌توجهی او در طول جلسه کاملاً قابل توجه بود.

The teacher reprimanded the student for his inattention in class.

معلم دانش‌آموز را به دلیل بی‌توجهی در کلاس تذکر داد.

The inattention of the security guard allowed the thief to enter the building.

بی‌توجهی نگهبان ساختمان به دزد اجازه ورود به ساختمان را داد.

Inattention to road signs can lead to traffic accidents.

بی‌توجهی به علائم راهنمایی و رانندگی می‌تواند منجر به تصادفات رانندگی شود.

The patient's inattention to his health contributed to his illness.

بی‌توجهی بیمار به سلامتی خود به بیماری او کمک کرد.

The company suffered losses due to inattention to market trends.

شرکت به دلیل بی‌توجهی به روند بازار متحمل خسارت شد.

Inattention to customer feedback can result in a decline in sales.

بی‌توجهی به بازخورد مشتری می‌تواند منجر به کاهش فروش شود.

The inattention of the audience made the speaker feel unappreciated.

بی‌توجهی مخاطبان باعث شد سخنران احساس نکند که مورد قدردانی قرار گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید