inbox

[ایالات متحده]/ˈɪnbɒks/
[بریتانیا]/ˈɪnbɑːks/

ترجمه

n. یک ظرف برای دریافت پستی یا پیام (n)

عبارات و ترکیب‌ها

check inbox

بررسی کردن صندوق ورودی

full inbox

صندوق ورودی پر

empty inbox

صندوق ورودی خالی

inbox zero

صندوق ورودی صفر

new inbox

صندوق ورودی جدید

inbox message

پیام صندوق ورودی

inbox clutter

شلوغی صندوق ورودی

filter inbox

فیلتر کردن صندوق ورودی

inbox notifications

اعلان‌های صندوق ورودی

inbox settings

تنظیمات صندوق ورودی

جملات نمونه

i need to check my inbox for new emails.

من باید صندوق ورودی خود را برای ایمیل‌های جدید بررسی کنم.

my inbox is overflowing with spam messages.

صندوق ورودی من پر از پیام‌های اسپم شده است.

can you forward that email to my inbox?

آیا می توانید آن ایمیل را به صندوق ورودی من ارسال کنید؟

i'm expecting an important message in my inbox.

من منتظر دریافت یک پیام مهم در صندوق ورودی خود هستم.

he regularly clears out his inbox every day.

او به طور مرتب هر روز صندوق ورودی خود را خالی می کند.

the notification popped up in my inbox this morning.

اعلان امروز صبح در صندوق ورودی من ظاهر شد.

i'll keep an eye on my inbox for your reply.

من منتظر پاسخ شما در صندوق ورودی خود خواهم بود.

she filters most promotional emails into a separate inbox.

او بیشتر ایمیل‌های تبلیغاتی را در یک صندوق ورودی جداگانه فیلتر می‌کند.

he accidentally deleted an email from his inbox.

او به طور تصادفی یک ایمیل را از صندوق ورودی خود حذف کرد.

i'm setting up a new inbox for project updates.

من در حال راه اندازی یک صندوق ورودی جدید برای بروزرسانی های پروژه هستم.

the company uses a shared inbox for customer support.

شرکت از یک صندوق ورودی مشترک برای پشتیبانی مشتری استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید