incendiary

[ایالات متحده]/ɪnˈsendiəri/
[بریتانیا]/ɪnˈsendieri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به ایجاد آتش، تحریک‌آمیز، قادر به سوزاندن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

incendiary device

دستگاه آتش زا

incendiary rhetoric

زبان آتشین

جملات نمونه

an incendiary live performer.

یک هنرمند زنده آتش‌زا

a near hit by the incendiary bomb.

نزدیکی به اصابت بمب آتش‌زا

The soldiers were trained to deal with incendiary attacks.

سربازان برای مقابله با حملات آتش‌زا آموزش دیده بودند.

).Wield gadgets from the subtle Cigarette Dart Gun to the amazingly unsubtle Bazooka with Incendiary Ammo.

).از ابزارهای ظریف مانند مسلسل Cigarette Dart Gun تا Bazooka با مهمات آتش‌زا که به طرز شگفت‌انگیزی آشکار هستند، استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید