inches

[ایالات متحده]/[ɪntʃ]/
[بریتانیا]/[ɪntʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد طول برابر با 2.54 سانتی‌متر
n., plural جمع اینچ

عبارات و ترکیب‌ها

two inches

دو اینچ

several inches

چند اینچ

six inches

شش اینچ

short inches

اینچ‌های کوتاه

measure inches

اندازه‌گیری اینچ

few inches

چند اینچ

long inches

اینچ‌های بلند

wide inches

اینچ‌های پهن

deep inches

اینچ‌های عمیق

ten inches

ده اینچ

جملات نمونه

the screen is 15 inches wide.

صفحه 15 اینچ عرض دارد.

he measured the pipe in inches.

او لوله را به اینچ اندازه گیری کرد.

the cake was a perfect 8 inches across.

کیک به طور کامل 8 اینچ قطر داشت.

my wrist is about 6 inches around.

مچ دست من حدود 6 اینچ است.

the bookshelf is 36 inches tall.

قفسه کتاب 36 اینچ ارتفاع دارد.

the tire's diameter is 26 inches.

قطر لاستیک 26 اینچ است.

cut the fabric to 12 inches wide.

پارچه را به عرض 12 اینچ برش دهید.

the monitor is 24 inches in size.

مانیتور 24 اینچ اندازه دارد.

he grew three inches last year.

او سال گذشته سه اینچ قد کشید.

the nail was two inches long.

میخ دو اینچ طول داشت.

the picture frame is 10 inches by 8 inches.

قاب عکس 10 اینچ در 8 اینچ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید