incinerations

[ایالات متحده]/[ˌɪnsɪˈnɪreɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌɪnsɪˈnɪreɪʃənz]/

ترجمه

n. فرآیند سوزاندن؛ عمل یا فرآیند تبدیل مواد قابل احتراق به خاکستر از طریق سوختن؛ حالت سوزانده شدن؛ میزان مواد سوزانده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

waste incinerations

سوزاندن زباله

medical incinerations

سوزاندن پزشکی

reducing incinerations

کاهش سوزاندن

future incinerations

سوزاندن های آینده

incineration process

فرآیند سوزاندن

controlled incinerations

سوزاندن های کنترل شده

preventing incinerations

جلوگیری از سوزاندن

industrial incinerations

سوزاندن صنعتی

illegal incinerations

سوزاندن غیرقانونی

ongoing incinerations

سوزاندن های در حال انجام

جملات نمونه

the city council approved new regulations regarding industrial incinerations.

شورای شهر مقررات جدیدی در مورد سوزاندن صنعتی تصویب کرد.

regular monitoring of incinerations ensures compliance with environmental standards.

نظارت منظم بر سوزاندن‌ها اطمینان حاصل می‌کند که با استانداردهای زیست محیطی مطابقت دارند.

the hospital scheduled a series of medical waste incinerations this week.

بیمارستان این هفته یک سری سوزاندن زباله‌های پزشکی را برنامه‌ریزی کرده است.

public concerns about the potential health risks of nearby incinerations are growing.

نگرانی‌های مردم در مورد خطرات احتمالی سلامتی ناشی از سوزاندن‌های نزدیک در حال افزایش است.

the facility utilizes advanced technology to minimize emissions from incinerations.

این تأسیسات از فناوری پیشرفته برای به حداقل رساندن انتشار گازها از سوزاندن‌ها استفاده می‌کند.

the report detailed the volume and frequency of waste incinerations at the plant.

گزارش حجم و تکرار سوزاندن زباله در کارخانه را شرح داد.

strict protocols govern the handling and disposal of materials prior to incinerations.

قوانین سختگیرانه حاکم بر نحوه برخورد و دفع مواد قبل از سوزاندن هستند.

the environmental impact assessment included an analysis of the incinerations' effects.

ارزیابی اثرات زیست محیطی شامل تجزیه و تحلیل اثرات سوزاندن‌ها بود.

the community organized a meeting to discuss the proposed expansion of incinerations.

جامعه یک جلسه برای بحث در مورد گسترش پیشنهادی سوزاندن‌ها برگزار کرد.

the data showed a significant decrease in the number of illegal incinerations.

داده‌ها نشان داد که تعداد سوزاندن‌های غیرقانونی به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

the process of incinerations converts waste into ash and heat.

فرآیند سوزاندن زباله را به خاکستر و گرما تبدیل می‌کند.

the company is investing in more efficient incinerations technology.

شرکت در حال سرمایه‌گذاری در فناوری سوزاندن کارآمدتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید