incognizances

[ایالات متحده]/ɪnˈkɒɡ.nɪ.zəns/
[بریتانیا]/ɪnˈkɑɡ.nɪ.zəns/

ترجمه

n. فقدان آگاهی یا شناسایی

عبارات و ترکیب‌ها

legal incognizances

ناآگاهی‌های قانونی

social incognizances

ناآگاهی‌های اجتماعی

personal incognizances

ناآگاهی‌های شخصی

cultural incognizances

ناآگاهی‌های فرهنگی

political incognizances

ناآگاهی‌های سیاسی

economic incognizances

ناآگاهی‌های اقتصادی

historical incognizances

ناآگاهی‌های تاریخی

ethical incognizances

ناآگاهی‌های اخلاقی

scientific incognizances

ناآگاهی‌های علمی

environmental incognizances

ناآگاهی‌های زیست‌محیطی

جملات نمونه

his incognizances about the project led to several mistakes.

نادانی او از پروژه منجر به اشتباهات متعددی شد.

we must address our incognizances in order to improve.

ما باید به نادانی‌های خود رسیدگی کنیم تا پیشرفت کنیم.

her incognizances regarding the rules caused confusion.

نادانی او در مورد قوانین باعث سردرگمی شد.

recognizing our incognizances is the first step to learning.

تشخیص نادانی‌های ما اولین قدم برای یادگیری است.

his incognizances about the culture made him feel out of place.

نادانی او از فرهنگ باعث شد احساس بیگانگی کند.

we should not let our incognizances hinder our progress.

نباید اجازه دهیم نادانی‌های ما پیشرفت ما را مختل کند.

her incognizances in the field were evident during the presentation.

نادانی او در این زمینه در طول ارائه آشکار بود.

addressing incognizances can lead to better decision-making.

رسیدگی به نادانی‌ها می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

his incognizances about the market trends surprised everyone.

نادانی او از روند بازار همه را شگفت زده کرد.

understanding our incognizances can enhance our knowledge base.

درک نادانی‌های ما می‌تواند دانش ما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید