incorporable

[ایالات متحده]/ɪnˈkɔːpərəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈkɔːr.pɚ.ə.bəl/

ترجمه

adj. قابلیت ادغام شدن

عبارات و ترکیب‌ها

incorporable elements

عناصر قابل ادغام

incorporable features

ویژگی‌های قابل ادغام

incorporable data

داده‌های قابل ادغام

incorporable content

محتوای قابل ادغام

incorporable ideas

ایده‌های قابل ادغام

incorporable components

اجزای قابل ادغام

incorporable concepts

مفاهیم قابل ادغام

incorporable aspects

جنبه‌های قابل ادغام

incorporable strategies

استراتژی‌های قابل ادغام

incorporable solutions

راه حل‌های قابل ادغام

جملات نمونه

some ideas are not easily incorporable into the project.

برخی از ایده‌ها به راحتی قابل ادغام در پروژه نیستند.

the new features are incorporable with existing software.

ویژگی‌های جدید را می‌توان با نرم‌افزار موجود ادغام کرد.

we need to find incorporable solutions for the issues.

ما باید راه حل‌های قابل ادغام برای مشکلات پیدا کنیم.

this method is easily incorporable into our workflow.

این روش به راحتی قابل ادغام در گردش کار ما است.

her suggestions were not incorporable into the final design.

پیشنهادات او قابل ادغام در طرح نهایی نبود.

incorporable elements can enhance the overall functionality.

عناصر قابل ادغام می‌توانند عملکرد کلی را بهبود بخشند.

we are looking for incorporable practices to improve efficiency.

ما به دنبال شیوه‌های قابل ادغام برای بهبود کارایی هستیم.

the changes are incorporable without disrupting the system.

تغییرات بدون ایجاد اختلال در سیستم قابل ادغام هستند.

incorporable features can significantly boost user experience.

ویژگی‌های قابل ادغام می‌توانند به طور قابل توجهی تجربه کاربر را بهبود بخشند.

the team discussed several incorporable strategies for growth.

تیم چندین استراتژی قابل ادغام برای رشد مورد بحث قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید