indica

[ایالات متحده]/ɪnˈdɪkə/
[بریتانیا]/ɪnˈdɪkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی برنج که به عنوان برنج گوهری شناخته می‌شود
adj. مربوط به هند یا از منشأ هندی

عبارات و ترکیب‌ها

indicate clearly

به وضوح نشان دهد

indicates a trend

یک روند را نشان می‌دهد

indica strain

نژاد ایندیکا

indica valley

وادی ایندیکا

indica cannabis

کانابیس ایندیکا

indicated previously

قبل از این نشان داده شده بود

indicates location

موقعیت را نشان می‌دهد

indica species

گونه ایندیکا

indicates success

موفقیت را نشان می‌دهد

indica effect

اثر ایندیکا

جملات نمونه

the indica rice variety is known for its earthy flavor.

نوع برنج ایندیکا به دلیل طعم زمینی خود شناخته شده است.

we analyzed the indica plant's growth patterns.

ما الگوهای رشد گیاه ایندیکا را تحلیل کردیم.

the indica strain is often used for relaxation.

توده ایندیکا اغلب برای آرامش استفاده می‌شود.

farmers cultivate indica crops in arid regions.

کشاورزان گیاهان ایندیکا را در مناطق خشک فرهنگی می‌کنند.

indica strains tend to be shorter and bushier.

توده‌های ایندیکا تمایل دارند کوتاه‌تر و گوشت‌گونه‌تر باشند.

the indica variety has a robust, woody aroma.

نوع ایندیکا عطری قوی و چوبی دارد.

we compared indica and sativa strains for effects.

ما توده‌های ایندیکا و سابیوا را از نظر اثرات مقایسه کردیم.

the indica plant requires minimal water.

گیاه ایندیکا نیاز به آب کمی دارد.

genetic markers were identified in the indica genome.

نشانگرهای ژنتیکی در ژنوم ایندیکا شناسایی شدند.

the indica harvest yielded a substantial crop.

جمع‌آوری ایندیکا محصولی قابل توجه را به دست داد.

researchers studied the indica plant's resilience.

پژوهشگران مقاومت گیاه ایندیکا را مورد مطالعه قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید