individuo

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˈvɪdʒuəl/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˈvɪdʒuəl/

ترجمه

n.فرد؛ شخص;فردی با ویژگی خاص
adj.مستقل؛ جداگانه;منحصر به فرد؛ خاص

عبارات و ترکیب‌ها

individuo único

فرد منحصر به فرد

individuo real

فرد واقعی

individuo humano

فرد انسانی

individuo activo

فرد فعال

individuo aislado

فرد مجزا

individuo libre

فرد آزاد

individuo social

فرد اجتماعی

individuo público

فرد عمومی

individuo privado

فرد خصوصی

individuo nuevo

فرد جدید

جملات نمونه

the individual has the right to freedom of speech.

فرد حق آزادی بیان را دارد.

each individual is responsible for their own actions.

هر فرد مسئول اقدامات خود است.

we respect the dignity of every individual in our community.

ما احترام به ارزش هر فرد در جامعه خود را می‌گذاریم.

the psychologist evaluated the individual's mental health.

روانشناس وضعیت روانی فرد را ارزیابی کرد.

every individual possesses unique talents and skills.

هر فرد دارای مهارت‌ها و استعدادهای منحصر به فردی است.

the new policy offers individual choices for employees.

سیاست جدید انتخاب‌های فردی برای کارکنان ارائه می‌دهد.

he always prioritizes his individual needs over the group.

او همیشه نیازهای فردی خود را بر گروه ترجیح می‌دهد.

the app is designed for individual use on a single device.

این اپلیکیشن برای استفاده فردی در یک دستگاه طراحی شده است.

individual differences in learning styles should be recognized.

تفاوت‌های فردی در سبک‌های یادگیری باید شناسایی شوند.

each individual contribution helps the team succeed.

هر کمک فردی به تیم کمک می‌کند تا موفق شود.

the school focuses on individual development rather than test scores.

مدرسه روی توسعه فردی به جای نمرات آزمون تمرکز دارد.

she received individual praise from the manager for her work.

او از مدیر به خاطر کارش تقدیر فردی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید