inefficacy

[ایالات متحده]/ɪnˈɛfɪkəsi/
[بریتانیا]/ɪnˈɛfɪkəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود اثربخشی; بی‌اثری; عدم کارایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inefficacy of treatment

عدم اثربخشی درمان

inefficacy of measures

عدم اثربخشی اقدامات

inefficacy in action

عدم اثربخشی در عمل

inefficacy of policies

عدم اثربخشی سیاست‌ها

inefficacy of drugs

عدم اثربخشی داروها

inefficacy of solutions

عدم اثربخشی راه حل‌ها

inefficacy of efforts

عدم اثربخشی تلاش‌ها

inefficacy in results

عدم اثربخشی در نتایج

inefficacy of strategies

عدم اثربخشی استراتژی‌ها

inefficacy of interventions

عدم اثربخشی مداخلات

جملات نمونه

the inefficacy of the program was evident in the results.

بی‌اثر بودن برنامه در نتایج آشکار بود.

many criticized the inefficacy of the new policy.

بسیاری از افراد ناکارآمدی سیاست جدید را مورد انتقاد قرار دادند.

we need to address the inefficacy of our current methods.

ما باید به ناکارآمدی روش‌های فعلی خود رسیدگی کنیم.

the study highlighted the inefficacy of traditional teaching methods.

مطالعه ناکارآمدی روش‌های تدریس سنتی را برجسته کرد.

his report focused on the inefficacy of the treatment.

گزارش او بر ناکارآمدی درمان تمرکز داشت.

the inefficacy of the drug raised concerns among doctors.

ناکافی بودن دارو نگرانی را در بین پزشکان ایجاد کرد.

we cannot ignore the inefficacy of our strategies.

ما نمی‌توانیم از ناکارآمدی استراتژی‌های خود غافل شویم.

the inefficacy of the approach led to a reevaluation of the project.

ناکافی بودن روش منجر به ارزیابی مجدد پروژه شد.

there was a clear inefficacy in the team's efforts.

ناکارآمدی آشکاری در تلاش‌های تیم وجود داشت.

addressing the inefficacy of the system is crucial for improvement.

رسیدگی به ناکارآمدی سیستم برای بهبود بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید