inequitable

[ایالات متحده]/ɪn'ekwɪtəb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪn'ɛkwɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناعادلانه; ناعادل.

جملات نمونه

The distribution of resources was deemed inequitable by the committee.

توزیع منابع به عنوان ناعادلانه توسط کمیته تشخیص داده شد.

She filed a complaint about the inequitable treatment of employees.

او در مورد رفتار ناعادلانه با کارکنان شکایت کرد.

The inequitable pay gap between men and women is a major issue.

نابرابری دستمزد بین مردان و زنان یک مسئله مهم است.

The company faced criticism for its inequitable hiring practices.

شرکت به دلیل روش‌های استخدام ناعادلانه مورد انتقاد قرار گرفت.

The inequitable distribution of wealth has led to social unrest.

توزیع ناعادلانه ثروت منجر به ناآرامی های اجتماعی شده است.

The inequitable treatment of minority groups must be addressed.

رفتار ناعادلانه با اقلیت ها باید مورد رسیدگی قرار گیرد.

The government promised to address inequitable access to healthcare services.

دولت قول داد که دسترسی ناعادلانه به خدمات بهداشتی را مورد رسیدگی قرار دهد.

The inequitable taxation system has sparked public outrage.

سیستم مالیاتی ناعادلانه خشم عمومی را برانگیخته است.

Efforts are being made to rectify the inequitable distribution of educational resources.

تلاش هایی برای اصلاح توزیع ناعادلانه منابع آموزشی در حال انجام است.

The organization advocates for policies that promote equitable opportunities and combat inequitable practices.

این سازمان از سیاست‌هایی حمایت می‌کند که فرصت‌های برابر را ترویج کرده و با شیوه‌های ناعادلانه مقابله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید