position infielders
موقعیتدهی بازیکنان داخلی
evaluating infielders
ارزیابی بازیکنان داخلی
experienced infielders
بازیکنان داخلی با تجربه
young infielders
بازیکنان جوان داخلی
protecting infielders
محافظت از بازیکنان داخلی
training infielders
آموزش بازیکنان داخلی
selecting infielders
انتخاب بازیکنان داخلی
key infielders
بازیکنان کلیدی داخلی
injured infielders
بازیکنان داخلی مصدوم
future infielders
بازیکنان آینده داخلی
the infielders made several crucial plays to end the inning.
بازیکنان میانی چندین بازی حیاتی انجام دادند تا اینinning را به پایان برسانند.
our team's infielders need to improve their fielding percentage.
بازیکنان میانی تیم ما باید درصد بازیهای دفاعی خود را بهبود بخشند.
the shortstop is a standout infielder with excellent range.
کوتاهنویس یک بازیکن میانی برجسته با دامنه عالی است.
coaches often work with infielders on ground ball technique.
مربیان اغلب با بازیکنان میانی روی تکنیک توپهای زمینی کار میکنند.
a strong defensive infield is key to winning games.
یک دفاع میانی قوی کلید پیروزی در بازیها است.
the second baseman displayed quick reflexes in the infield.
دومینباز در میانی واکنشهای سریع نشان داد.
the infielders practiced double plays during the practice session.
بازیکنان میانی در طول جلسه تمرین، بازیهای دوگانه را تمرین کردند.
we need to scout the opposing team's infielders.
ما باید بازیکنان میانی تیم حریف را بررسی کنیم.
the young infielder showed promise during his first season.
بازیکن میانی جوان در طول فصل اول خود امیدواری نشان داد.
the infield rotation allows us to keep players fresh.
چرخش میانی به ما اجازه میدهد بازیکنان را تازه نگه داریم.
the veteran infielder provided valuable leadership to the team.
بازیکن میانی با تجربه رهبری ارزشمندی به تیم ارائه داد.
position infielders
موقعیتدهی بازیکنان داخلی
evaluating infielders
ارزیابی بازیکنان داخلی
experienced infielders
بازیکنان داخلی با تجربه
young infielders
بازیکنان جوان داخلی
protecting infielders
محافظت از بازیکنان داخلی
training infielders
آموزش بازیکنان داخلی
selecting infielders
انتخاب بازیکنان داخلی
key infielders
بازیکنان کلیدی داخلی
injured infielders
بازیکنان داخلی مصدوم
future infielders
بازیکنان آینده داخلی
the infielders made several crucial plays to end the inning.
بازیکنان میانی چندین بازی حیاتی انجام دادند تا اینinning را به پایان برسانند.
our team's infielders need to improve their fielding percentage.
بازیکنان میانی تیم ما باید درصد بازیهای دفاعی خود را بهبود بخشند.
the shortstop is a standout infielder with excellent range.
کوتاهنویس یک بازیکن میانی برجسته با دامنه عالی است.
coaches often work with infielders on ground ball technique.
مربیان اغلب با بازیکنان میانی روی تکنیک توپهای زمینی کار میکنند.
a strong defensive infield is key to winning games.
یک دفاع میانی قوی کلید پیروزی در بازیها است.
the second baseman displayed quick reflexes in the infield.
دومینباز در میانی واکنشهای سریع نشان داد.
the infielders practiced double plays during the practice session.
بازیکنان میانی در طول جلسه تمرین، بازیهای دوگانه را تمرین کردند.
we need to scout the opposing team's infielders.
ما باید بازیکنان میانی تیم حریف را بررسی کنیم.
the young infielder showed promise during his first season.
بازیکن میانی جوان در طول فصل اول خود امیدواری نشان داد.
the infield rotation allows us to keep players fresh.
چرخش میانی به ما اجازه میدهد بازیکنان را تازه نگه داریم.
the veteran infielder provided valuable leadership to the team.
بازیکن میانی با تجربه رهبری ارزشمندی به تیم ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید