inflexibly

[ایالات متحده]/in'fleksəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز سختگیرانه یا غیرقابل سازش

جملات نمونه

Lawyer Dai is bona fide to her clients, has insight and domination to law science, attaches importance to accumulation of law theory and practical experience, and inflexibly pursues lawyer profession.

وکیل دای، در قبال مشتریان خود صادق، بینش و تسلط در علم حقوق دارد، به انباشت تئوری و تجربه عملی حقوق اهمیت می‌دهد و به طور انعطاف‌ناپذیر شغل وکالت را دنبال می‌کند.

He stuck to his inflexibly strict diet.

او به رژیم غذایی سخت و غیرقابل انعطاف خود پایبند ماند.

She approached the problem inflexibly, refusing to consider any alternatives.

او مشکل را به طور غیرقابل انعطاف رویکردی، با رد هرگونه جایگزین.

The company's policy was inflexibly enforced, with no exceptions allowed.

سیاست شرکت به طور غیرقابل انعطاف اجرا می‌شد، بدون هیچ استثنایی.

He followed the rules inflexibly, never deviating from the established procedures.

او قوانین را به طور غیرقابل انعطاف دنبال کرد، هرگز از رویه‌های تعیین‌شده انحراف نکرد.

The teacher inflexibly adhered to the curriculum, rarely incorporating new material.

معلم به طور غیرقابل انعطاف به برنامه درسی پایبند بود، به ندرت مطالب جدیدی را وارد می‌کرد.

She approached the negotiation inflexibly, refusing to compromise on any terms.

او مذاکرات را به طور غیرقابل انعطاف رویکردی، با رد هرگونه مصالحه در هیچ شرایطی.

The manager inflexibly enforced the company's dress code, sending home employees who did not comply.

مدیر به طور غیرقابل انعطاف قوانین لباس شرکت را اجرا کرد و کارمندانی را که مطیع نبودند به خانه فرستاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید