infrastructural

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به زیرساخت

عبارات و ترکیب‌ها

infrastructural development

توسعه زیرساخت

infrastructural improvements

بهبودهای زیرساختی

infrastructural projects

پروژه‌های زیرساختی

جملات نمونه

The government is investing in infrastructural development to improve transportation.

دولت در حال سرمایه‌گذاری در توسعه زیرساختی برای بهبود حمل و نقل است.

A strong infrastructural framework is essential for economic growth.

یک چارچوب زیرساختی قوی برای رشد اقتصادی ضروری است.

The city is facing infrastructural challenges due to rapid urbanization.

شهر با چالش‌های زیرساختی به دلیل سریع شدن روند شهرنشینی روبرو است.

Companies are expanding their operations to regions with better infrastructural facilities.

شرکت‌ها در حال گسترش فعالیت‌های خود به مناطقی با امکانات زیرساختی بهتر هستند.

Proper maintenance is crucial for the longevity of infrastructural assets.

نگهداری مناسب برای طول عمر دارایی‌های زیرساختی بسیار مهم است.

The infrastructural damage caused by the natural disaster will take years to repair.

آسیب زیرساختی ناشی از فاجعه طبیعی سال‌ها طول می‌کشد تا تعمیر شود.

Investors are looking for opportunities in infrastructural projects in emerging markets.

سرمایه‌گذاران به دنبال فرصت‌هایی در پروژه‌های زیرساختی در بازارهای نوظهور هستند.

Efficient infrastructural systems are key to sustainable development.

سیستم‌های زیرساختی کارآمد کلید توسعه پایدار هستند.

Urban planning should prioritize infrastructural needs to support growing populations.

برنامه‌ریزی شهری باید نیازهای زیرساختی را برای حمایت از جمعیت‌های در حال رشد در اولویت قرار دهد.

The infrastructural improvements have led to increased productivity in the region.

بهبود زیرساخت‌ها منجر به افزایش بهره‌وری در منطقه شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید