ingredients

[ایالات متحده]/ɪnˈɡriːdiənts/
[بریتانیا]/ɪnˈɡriːdiənts/

ترجمه

n. اجزای یا عناصر مخلوط یا دستور غذا

عبارات و ترکیب‌ها

ingredients list

لیست مواد لازم

ingredients needed

مواد لازم

add ingredients

اضافه کردن مواد

main ingredients

مواد اصلی

ingredients included

مواد موجود

fresh ingredients

مواد تازه

ingredients first

ابتدا مواد

checking ingredients

بررسی مواد

quality ingredients

مواد با کیفیت

list ingredients

فهرست مواد

جملات نمونه

check the ingredients list for allergens before buying.

قبل از خرید، لیست مواد تشکیل دهنده را برای وجود آلرژن بررسی کنید.

the recipe calls for simple, fresh ingredients.

دستور العمل نیاز به مواد اولیه ساده و تازه دارد.

we carefully sourced high-quality ingredients for the dish.

ما مواد اولیه با کیفیت بالا را برای این غذا با دقت تهیه کردیم.

adding more herbs enhances the flavor of the ingredients.

افزودن گیاهان بیشتر، طعم مواد اولیه را افزایش می دهد.

ensure all ingredients are properly measured for consistent results.

اطمینان حاصل کنید که تمام مواد اولیه به درستی اندازه گیری شده اند تا نتایج یکنواخت باشد.

the secret ingredient is a pinch of cinnamon.

مواد مخفی یک پینچ دارچین است.

combine the ingredients in a large mixing bowl.

مواد اولیه را در یک کاسه بزرگ مخلوط کنید.

substitute the ingredients if you have dietary restrictions.

اگر محدودیت های غذایی دارید، مواد اولیه را جایگزین کنید.

the ingredients are readily available at most supermarkets.

مواد اولیه به راحتی در اکثر سوپرمارکت ها در دسترس هستند.

store the ingredients properly to maintain freshness.

برای حفظ تازگی، مواد اولیه را به درستی نگهداری کنید.

experiment with different ingredients to create new flavors.

برای ایجاد طعم های جدید، با مواد اولیه مختلف آزمایش کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید