innocuous

[ایالات متحده]/ɪˈnɒkjuəs/
[بریتانیا]/ɪˈnɑːkjuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌ضرر

جملات نمونه

it was an innocuous question.

این یک سوال بی‌ضرر بود.

The liquid looked fairly innocuous.

مایع به نظر نسبتاً بی‌ضرر می‌رسید.

They are also inflaming retarding,flavourless,innocuous and they have no formaldehy and no radioactive contamination.

آنها همچنین ملتهب‌کننده، بازدارنده، بی‌طعم، بی‌ضرر هستند و فمالدهید و آلودگی رادیواکتیو ندارند.

The question appeared innocuous enough, but I still did not trust her.

سوال به ظاهر بی‌ضرر به نظر می‌رسید، اما من هنوز هم به او اعتماد نکردم.

Even innocuous substances can sometimes register a positive result in a drug test.

حتی مواد بی‌ضرر نیز گاهی اوقات می‌توانند نتیجه مثبتی در آزمایش دارویی نشان دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید