inquisitorial

[ایالات متحده]/ɪn,kwɪzɪ'tɔːrɪəl/
[بریتانیا]/ɪn,kwɪzə'torɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرسشی; فضول

عبارات و ترکیب‌ها

inquisitorial process

فرایند استفساری

inquisitorial system

نظام استفساری

جملات نمونه

a true inquisitorial talents

استعدادهای تحقیقی واقعی

administration is accompanied by a form of inquisitorial justice.

مدیریت با نوعی عدالت تحققی همراه است.

The inquisitorial nature of the interrogation made the suspect uneasy.

طبیعت بازجویانه بازجویی باعث ناراحتی مظنون شد.

The inquisitorial process involves thorough investigation and questioning.

فرآیند تحقیقی شامل تحقیقات و بازجویاتی کامل است.

The inquisitorial system is used in some legal systems to gather evidence.

در برخی از سیستم‌های حقوقی برای جمع‌آوری شواهد از سیستم تحققی استفاده می‌شود.

The inquisitorial approach of the detective helped solve the case.

رویکرد تحقیقی کارآگاه به حل پرونده کمک کرد.

The inquisitorial method aims to uncover the truth through questioning.

هدف از روش تحقیقی کشف حقیقت از طریق بازجویی است.

An inquisitorial attitude can sometimes lead to conflicts in relationships.

یک نگرش تحقیقی گاهی اوقات می‌تواند منجر به درگیری در روابط شود.

The inquisitorial style of the interview made the interviewee feel uncomfortable.

سبک بازجویانه مصاحبه باعث ناراحتی مصاحبه‌شونده شد.

The inquisitorial tone of the conversation made it difficult for the participants to relax.

لحن بازجویانه مکالمه باعث شد شرکت‌کنندگان نتوانند آرامش بگیرند.

The inquisitorial process requires careful examination of all available evidence.

فرآیند تحقیقی نیاز به بررسی دقیق تمام شواهد موجود دارد.

The inquisitorial nature of the investigation raised suspicions among the witnesses.

طبیعت بازجویانه تحقیقات باعث ایجاد سوءظن در بین شاهدان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید