insists

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪsts/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور قاطعانه چیزی را خواستن، بدون اجازه دادن به مخالفت؛ به طور قاطع بیان کردن که چیزی درست است

عبارات و ترکیب‌ها

he insists

او اصرار دارد

she insists

او اصرار دارد

they insist

آنها اصرار دارند

always insists

همیشه اصرار دارد

insists otherwise

در غیر این صورت اصرار دارد

firmly insists

با قاطعیت اصرار دارد

insists on this

روی این موضوع اصرار دارد

insists on it

روی آن اصرار دارد

insists that

اصرار دارد که

strongly insists

به شدت اصرار دارد

جملات نمونه

the teacher insists that all students complete their homework on time.

معلم اصرار دارد که همه دانش آموزان تکالیف خود را به موقع انجام دهند.

she insists on having her coffee black every morning.

او اصرار دارد هر روز صبح قهوه سیاه بنوشد.

despite the weather, he insists on going for a run.

با وجود هوا، او اصرار دارد برای دویدن بیرون برود.

the manager insists that the project must be finished by friday.

مدیر اصرار دارد که پروژه باید تا جمعه تمام شود.

my mother insists that i wear a jacket when it's cold.

مادرم اصرار دارد وقتی هوا سرد است، ژاکت بپوشم.

she insists on paying for her own meal.

او اصرار دارد هزینه غذای خود را پرداخت کند.

he insists that he saw the movie last week.

او اصرار دارد که هفته گذشته فیلم را دیده است.

the doctor insists on regular check-ups for better health.

پزشک اصرار دارد برای سلامتی بهتر، معاینات منظم انجام شود.

they insist that the meeting be rescheduled.

آنها اصرار دارند که جلسه مجدداً زمان‌بندی شود.

she insists on following the rules strictly.

او اصرار دارد قوانین را به شدت رعایت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید