insurmountable obstacle
مانع غیرقابل غلبه
face insurmountable challenges
با چالشهای غیرقابل غلبه روبرو شوند
insurmountable odds
شانسهای غیرقابل غلبه
The age barrier appeared insurmountable.
محدودیت سنی غیرقابل غلبه به نظر می رسید.
Lack of money has proved an almost insurmountable obstacle.
نبود پول یک مانع تقریباً غیرقابل غلبه ثابت شده است.
There is no insurmountable difficulty before a brave man;it is in difficult circumstances that a hero distinguishes himself.
هیچ مشکلی غیرقابل غلبه در برابر یک مرد شجاع وجود ندارد؛ در شرایط دشوار است که یک قهرمان خود را متمایز می کند.
insurmountable obstacle
مانع غیرقابل غلبه
face insurmountable challenges
با چالشهای غیرقابل غلبه روبرو شوند
insurmountable odds
شانسهای غیرقابل غلبه
The age barrier appeared insurmountable.
محدودیت سنی غیرقابل غلبه به نظر می رسید.
Lack of money has proved an almost insurmountable obstacle.
نبود پول یک مانع تقریباً غیرقابل غلبه ثابت شده است.
There is no insurmountable difficulty before a brave man;it is in difficult circumstances that a hero distinguishes himself.
هیچ مشکلی غیرقابل غلبه در برابر یک مرد شجاع وجود ندارد؛ در شرایط دشوار است که یک قهرمان خود را متمایز می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید