insurmountable

[ایالات متحده]/ˌɪnsəˈmaʊntəbl/
[بریتانیا]/ˌɪnsərˈmaʊntəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل غلبه

عبارات و ترکیب‌ها

insurmountable obstacle

مانع غیرقابل غلبه

face insurmountable challenges

با چالش‌های غیرقابل غلبه روبرو شوند

insurmountable odds

شانس‌های غیرقابل غلبه

جملات نمونه

The age barrier appeared insurmountable.

محدودیت سنی غیرقابل غلبه به نظر می رسید.

Lack of money has proved an almost insurmountable obstacle.

نبود پول یک مانع تقریباً غیرقابل غلبه ثابت شده است.

There is no insurmountable difficulty before a brave man;it is in difficult circumstances that a hero distinguishes himself.

هیچ مشکلی غیرقابل غلبه در برابر یک مرد شجاع وجود ندارد؛ در شرایط دشوار است که یک قهرمان خود را متمایز می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید