intellectualism

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈlektʃuəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˌɪntəˈlektʃuəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دکترین که دانش از طریق عقل و کوشش‌های فکری به دست می‌آید
n. عقل‌گرا

جملات نمونه

She is known for her intellectualism and critical thinking skills.

او به خاطر دانش‌گرایی و مهارت‌های تفکر انتقادی‌اش شناخته می‌شود.

Intellectualism can sometimes lead to overthinking and analysis paralysis.

دانش‌گرایی گاهی اوقات می‌تواند منجر به تفکرفوری و فلج تجزیه و تحلیل شود.

His intellectualism often intimidates those who are not well-read.

دانش‌گرایی او اغلب کسانی را که به خوبی مطالعه نکرده‌اند، می‌ترساند.

Intellectualism is valued in academic circles for its emphasis on critical thought.

دانش‌گرایی در محافل علمی به دلیل تاکید آن بر تفکر انتقادی مورد ارزش قرار می‌گیرد.

The professor's lectures are filled with intellectualism and deep philosophical insights.

سخنرانی‌های استاد مملو از دانش‌گرایی و بینش‌های فلسفی عمیق است.

Her intellectualism shines through in her writing, which is both insightful and thought-provoking.

دانش‌گرایی او در نوشته‌هایش به خوبی نمایان می‌شود که هم روشنگرانه و هم تفکربرانگیز است.

Intellectualism is often associated with a love for learning and a curiosity about the world.

دانش‌گرایی اغلب با علاقه به یادگیری و کنجکاوی در مورد جهان مرتبط است.

The debate was marked by a clash of intellectualism and emotional responses.

این بحث با تضاد بین دانش‌گرایی و واکنش‌های احساسی مشخص شد.

Intellectualism in art can be seen in the complexity of themes and symbolism used by the artist.

می‌توان دانش‌گرایی را در هنر در پیچیدگی موضوعات و نمادهایی که هنرمند استفاده می‌کند، مشاهده کرد.

His intellectualism often leads to engaging discussions on a wide range of topics.

دانش‌گرایی او اغلب منجر به بحث‌های جذاب در مورد طیف گسترده‌ای از موضوعات می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید