interregional trade
تجارت منطقهای
interregional cooperation
همکاری منطقهای
interregional relations
روابط منطقهای
interregional transport
حمل و نقل منطقهای
interregional development
توسعه منطقهای
interregional exchange
تبادل منطقهای
interregional policy
سیاست منطقهای
interregional network
شبکه منطقهای
interregional investment
سرمایهگذاری منطقهای
interregional partnership
همکاری منطقهای
interregional trade has increased significantly over the past decade.
تجارت منطقهای فرامنطقیهای در دههی گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the interregional conference focused on environmental issues.
کنفرانس فرامنطقهای بر مسائل زیستمحیطی متمرکز بود.
interregional cooperation is essential for sustainable development.
همکاری فرامنطقهای برای توسعه پایدار ضروری است.
they established an interregional network to share resources.
آنها یک شبکه فرامنطقهای برای به اشتراک گذاشتن منابع ایجاد کردند.
interregional policies can help reduce economic disparities.
سیاستهای فرامنطقهای میتوانند به کاهش نابرابریهای اقتصادی کمک کنند.
the interregional transport system needs improvement.
سیستم حمل و نقل فرامنطقهای نیاز به بهبود دارد.
interregional competitions promote cultural exchange.
مسابقات فرامنطقهای تبادل فرهنگی را ترویج میکنند.
the government is promoting interregional collaboration in education.
دولت در حال ترویج همکاری فرامنطقهای در زمینه آموزش است.
interregional initiatives aim to enhance public health services.
ابتکارات فرامنطقهای با هدف ارتقای خدمات بهداشتی و درمانی عمومی هستند.
they are studying interregional migration patterns for better planning.
آنها الگوهای مهاجرت فرامنطقهای را برای برنامهریزی بهتر مطالعه میکنند.
interregional trade
تجارت منطقهای
interregional cooperation
همکاری منطقهای
interregional relations
روابط منطقهای
interregional transport
حمل و نقل منطقهای
interregional development
توسعه منطقهای
interregional exchange
تبادل منطقهای
interregional policy
سیاست منطقهای
interregional network
شبکه منطقهای
interregional investment
سرمایهگذاری منطقهای
interregional partnership
همکاری منطقهای
interregional trade has increased significantly over the past decade.
تجارت منطقهای فرامنطقیهای در دههی گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the interregional conference focused on environmental issues.
کنفرانس فرامنطقهای بر مسائل زیستمحیطی متمرکز بود.
interregional cooperation is essential for sustainable development.
همکاری فرامنطقهای برای توسعه پایدار ضروری است.
they established an interregional network to share resources.
آنها یک شبکه فرامنطقهای برای به اشتراک گذاشتن منابع ایجاد کردند.
interregional policies can help reduce economic disparities.
سیاستهای فرامنطقهای میتوانند به کاهش نابرابریهای اقتصادی کمک کنند.
the interregional transport system needs improvement.
سیستم حمل و نقل فرامنطقهای نیاز به بهبود دارد.
interregional competitions promote cultural exchange.
مسابقات فرامنطقهای تبادل فرهنگی را ترویج میکنند.
the government is promoting interregional collaboration in education.
دولت در حال ترویج همکاری فرامنطقهای در زمینه آموزش است.
interregional initiatives aim to enhance public health services.
ابتکارات فرامنطقهای با هدف ارتقای خدمات بهداشتی و درمانی عمومی هستند.
they are studying interregional migration patterns for better planning.
آنها الگوهای مهاجرت فرامنطقهای را برای برنامهریزی بهتر مطالعه میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید