intoxicant

[ایالات متحده]/ɪnˈtɒksɪkənt/
[بریتانیا]/ɪnˈtɑːksɪkənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشیدنی الکلی یا ماده‌ای که مستی ایجاد می‌کند؛ چیزی که مستی ایجاد می‌کند
adj. ایجاد کننده مستی؛ مست کننده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

alcoholic intoxicant

الکل

natural intoxicant

مُسَکِر طبیعی

intoxicant effects

اثرات مُسَکِر

intoxicant use

استفاده از مُسَکِر

intoxicant abuse

سوء استفاده از مُسَکِر

intoxicant withdrawal

قطع مُسَکِر

intoxicant dependency

اعتیاد به مُسَکِر

intoxicant regulation

تنظیم مقررات مربوط به مُسَکِر

intoxicant consumption

مصرف مُسَکِر

intoxicant testing

تست مُسَکِر

جملات نمونه

alcohol is a common intoxicant at parties.

الکل یک ماده مخدر رایج در مهمانی‌ها است.

some people abuse intoxicants to escape reality.

برخی افراد برای فرار از واقعیت از مواد مخدر سوء استفاده می‌کنند.

intoxicants can have serious health consequences.

مواد مخدر می‌توانند عواقب جدی برای سلامتی داشته باشند.

it is illegal to drive under the influence of an intoxicant.

رانندگی در حالت مستی غیرقانونی است.

many cultures have traditional intoxicants used in rituals.

فرهنگ‌های بسیاری مواد مخدر سنتی دارند که در مناسک استفاده می‌شوند.

intoxicants can impair judgment and coordination.

مواد مخدر می‌توانند قضاوت و هماهنگی را مختل کنند.

some intoxicants are legal, while others are not.

برخی از مواد مخدر قانونی هستند، در حالی که برخی دیگر نیستند.

education about intoxicants is important for public health.

آموزش در مورد مواد مخدر برای حفظ سلامتی عمومی مهم است.

many people seek help for intoxicant addiction.

بسیاری از افراد برای درمان اعتیاد به مواد مخدر کمک می‌طلبند.

understanding the effects of intoxicants can prevent misuse.

درک اثرات مواد مخدر می‌تواند از سوء استفاده جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید