invertebrate

[ایالات متحده]/ɪn'vɜːtɪbrət/
[بریتانیا]/ɪn'vɝtɪbret/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد ستون فقرات
n. حیوانی بدون ستون فقرات
Word Forms

جملات نمونه

Jellyfish and worms are examples of invertebrate animals.

ماهی‌های عرکه‌ای و کرم‌ها نمونه‌هایی از حیوانات بی‌محلول هستند.

Invertebrate species make up the majority of animal life on Earth.

گونه‌های بی‌محلول، اکثریت حیات جانوری را در کره زمین تشکیل می‌دهند.

Many invertebrates, such as insects and spiders, play important roles in ecosystems.

بسیاری از بی‌محلولان، مانند حشرات و عنکبوت‌ها، نقش‌های مهمی در اکوسیستم‌ها ایفا می‌کنند.

The study of invertebrate biology is fascinating and diverse.

مطالعه زیست‌شناسی بی‌محلول جذاب و متنوع است.

Invertebrate fossils provide valuable insights into ancient ecosystems.

فسیل‌های بی‌محلولان بینش‌های ارزشمندی در مورد اکوسیستم‌های باستانی ارائه می‌دهند.

Some invertebrates, like octopuses, exhibit complex behaviors.

برخی از بی‌محلولان، مانند اختاپوس‌ها، رفتارهای پیچیده‌ای از خود نشان می‌دهند.

Invertebrates rely on a variety of adaptations for survival in their environments.

بی‌محلولان برای بقا در محیط خود به انواع سازگاری‌ها متکی هستند.

The diversity of invertebrate species is astounding.

تنوع گونه‌های بی‌محلول شگفت‌انگیز است.

Invertebrates are found in almost every habitat on Earth.

بی‌محلولان در تقریباً هر زیستگاه در کره زمین یافت می‌شوند.

Invertebrates play crucial roles in nutrient cycling and decomposition processes.

بی‌محلولان نقش‌های حیاتی را در چرخه‌ مواد مغذی و فرآیندهای تجزیه ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید