invisibility

[ایالات متحده]/in,vizə'biləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت عدم قابلیت دیده شدن یا نامرئی بودن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cloak of invisibility

شنل نامرئی شدن

جملات نمونه

The cloak of invisibility made him disappear.

شنل نامرئی شدن باعث ناپدید شدن او شد.

The spy used his invisibility to gather information.

جاسوس از نامرئی بودن خود برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرد.

Invisibility can be a useful tool for stealth missions.

نامرئی بودن می تواند ابزار مفیدی برای ماموریت های مخفیانه باشد.

The magician amazed the audience with his invisibility trick.

جادوگر با شعبده نامرئی شدنش تماشاگران را شگفت زده کرد.

The superhero's power included the ability of invisibility.

قدرت ابرقهرمان شامل توانایی نامرئی شدن بود.

Invisibility is a common theme in science fiction movies.

نامرئی بودن یک مضمون رایج در فیلم های علمی تخیلی است.

The potion granted the wearer temporary invisibility.

معجون به پوشنده نامرئی شدن موقت می داد.

The thief used invisibility to steal the valuable painting.

سارق از نامرئی بودن برای سرقت نقاشی با ارزش استفاده کرد.

The wizard cast a spell of invisibility to escape the enemy.

جادوگر برای فرار از دشمن جادویی نامرئی شد.

Invisibility can be both a blessing and a curse.

نامرئی بودن می تواند هم نعمتی و هم نفرین باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید