irreparable

[ایالات متحده]/ɪˈrepərəbl/
[بریتانیا]/ɪˈrepərəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل تعمیر یا اصلاح

عبارات و ترکیب‌ها

irreparable damage

آسیب غیرقابل جبران

irreparable loss

از دست دادن غیرقابل جبران

جملات نمونه

irreparable harm; irreparable damages.

آسیب غیرقابل جبران؛ خسارات غیرقابل جبران.

The flood did irreparable damage to the building.

سیل به ساختمان آسیب غیرقابل جبران وارد کرد.

Her death is an irreparable loss to the firm.

مرگ او یک ضربه غیرقابل جبران به شرکت وارد کرد.

they were doing irreparable damage to my heart and lungs.

آنها آسیب غیرقابل جبران به قلب و ریه‌های من وارد می‌کردند.

The wild boar ploughs the earth up like a furrow, and does irreparable damage in the cultivated lands.

خرس وحشی زمین را مانند یک جوی شخم می زند و آسیب های غیرقابل جبران در زمین های زراعی ایجاد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید