| جمع | ivories |
ivory trade
معاملات عاج
ivory smuggling
قاچاق عاج
ivory poaching
شکار غیرقانونی عاج
ivory carving
حکاکی روی عاج
ivory coast
ساحل عاج
ivory tower
برج عاج
tower of ivory
برج عاج
ivory white
سفید مانند عاج
ivory soap
صابون عاج
ivory black (=black ivory)
مشکی آیوری (=مشکی آیوری)
a statuette in ivory and gold
یک مجسمه کوچک از عاج و طلا
the ivory tower of academia.
برج عاجی دانشگاه
a long spiral ivory tusk
آهوی دندان بلند مارپیچ
an elaborate inlay of tortoiseshell, ivory, and metal
یک لایه پیچیده از لاک پشت، عاج و فلز
ivory inlays that decorated wooden furnishings.
تزئینات عاجی که مبلمان چوبی را تزئین می کرد.
Derek tinkled the ivories for us.
درک برای ما روی سازهای پیانو نواخت.
His nails resemble the ivory keys of the spinet.
ناخن هایش شبیه دکمه های پیانوی عاج است.
My shirt is more ivory colour than white.
پیراهنم بیشتر به رنگ عاج است تا سفید.
a figure delicately carved in ivory
یک مجسمه که به ظرافت روی عاج حکاکی شده است.
she wore an ivory silk blouse, frothing at neck and cuffs.
او یک بلوز ابریشم ایوری پوشیده بود، در گردن و مچ دست حبابدار.
Show white, duramen is small the ivory scene that shows pink or grey yellow.
سفید را نشان دهید، تاریکماده کوچک است، صحنه عاجی که صورتی یا خاکستری زرد نشان میدهد.
He sports an ivory-handled cane these days.
او این روزها یک عصای دسته ای عاج دارد.
What do professors and academics sitting in their ivory towers know about the real world?
چه میدانند اساتید و محققان که در برجهای عاجی خود نشستهاند در مورد دنیای واقعی؟
Tough and rich flexibility, alburnum is shown weak ivory, duramen by fallow differ to nigger-brown.
سختی و انعطاف پذیری غنی، آلبورنوم به عنوان عاج ضعیف نشان داده می شود، دوورامن با بایر بودن به قهوه ای سیاه می رسد.
The ivory gull often follows polar bears to feed on the remains of seal kills.
چلغون ایوری اغلب خرسهای قطبی را برای تغذیه از بقایای شکار فوک دنبال میکند.
Just because I’m a writer, it doesn’t mean I live in an ivory tower. I have to earn a living like anyone else.
فقط به این دلیل که من یک نویسنده هستم، به این معنی نیست که در یک برج عاجی زندگی میکنم. من باید مانند هر کسی زندگی کنم.
ivory trade
معاملات عاج
ivory smuggling
قاچاق عاج
ivory poaching
شکار غیرقانونی عاج
ivory carving
حکاکی روی عاج
ivory coast
ساحل عاج
ivory tower
برج عاج
tower of ivory
برج عاج
ivory white
سفید مانند عاج
ivory soap
صابون عاج
ivory black (=black ivory)
مشکی آیوری (=مشکی آیوری)
a statuette in ivory and gold
یک مجسمه کوچک از عاج و طلا
the ivory tower of academia.
برج عاجی دانشگاه
a long spiral ivory tusk
آهوی دندان بلند مارپیچ
an elaborate inlay of tortoiseshell, ivory, and metal
یک لایه پیچیده از لاک پشت، عاج و فلز
ivory inlays that decorated wooden furnishings.
تزئینات عاجی که مبلمان چوبی را تزئین می کرد.
Derek tinkled the ivories for us.
درک برای ما روی سازهای پیانو نواخت.
His nails resemble the ivory keys of the spinet.
ناخن هایش شبیه دکمه های پیانوی عاج است.
My shirt is more ivory colour than white.
پیراهنم بیشتر به رنگ عاج است تا سفید.
a figure delicately carved in ivory
یک مجسمه که به ظرافت روی عاج حکاکی شده است.
she wore an ivory silk blouse, frothing at neck and cuffs.
او یک بلوز ابریشم ایوری پوشیده بود، در گردن و مچ دست حبابدار.
Show white, duramen is small the ivory scene that shows pink or grey yellow.
سفید را نشان دهید، تاریکماده کوچک است، صحنه عاجی که صورتی یا خاکستری زرد نشان میدهد.
He sports an ivory-handled cane these days.
او این روزها یک عصای دسته ای عاج دارد.
What do professors and academics sitting in their ivory towers know about the real world?
چه میدانند اساتید و محققان که در برجهای عاجی خود نشستهاند در مورد دنیای واقعی؟
Tough and rich flexibility, alburnum is shown weak ivory, duramen by fallow differ to nigger-brown.
سختی و انعطاف پذیری غنی، آلبورنوم به عنوان عاج ضعیف نشان داده می شود، دوورامن با بایر بودن به قهوه ای سیاه می رسد.
The ivory gull often follows polar bears to feed on the remains of seal kills.
چلغون ایوری اغلب خرسهای قطبی را برای تغذیه از بقایای شکار فوک دنبال میکند.
Just because I’m a writer, it doesn’t mean I live in an ivory tower. I have to earn a living like anyone else.
فقط به این دلیل که من یک نویسنده هستم، به این معنی نیست که در یک برج عاجی زندگی میکنم. من باید مانند هر کسی زندگی کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید