jaggy edges
لبههای دندانه دار
jaggy lines
خطوط دندانه دار
jaggy teeth
دندانهای دندانه دار
jaggy rocks
سنگهای دندانه دار
jaggy pattern
الگوی دندانه دار
jaggy surface
سطح دندانه دار
jaggy mountains
کوههای دندانه دار
jaggy silhouette
سیلوئت دندانه دار
jaggy graphics
گرافیک دندانه دار
the mountain trail was quite jaggy, making it difficult to hike.
مسیر کوهستانی کاملاً ناهموار بود و باعث میشد پیادهروی کردن دشوار باشد.
she drew a jaggy line across the paper to represent the mountains.
او خطی ناهموار روی کاغذ کشید تا کوهها را نشان دهد.
the jaggy edges of the broken glass were dangerous.
لبههای ناهموار شیشه شکسته خطرناک بودند.
his handwriting was jaggy and hard to read.
خط دستش ناهموار و خواندن آن دشوار بود.
the jaggy texture of the fabric added interest to the design.
بافت ناهموار پارچه به طراحی جذابیت بخشید.
they navigated through the jaggy rocks on their way to the beach.
آنها از میان سنگهای ناهموار به سمت ساحل رفتند.
the jaggy silhouette of the city skyline was breathtaking at sunset.
طرح خط افق شهر با خطوط ناهموار در هنگام غروب آفتاب نفسگیر بود.
he complained about the jaggy sound from the old speakers.
او در مورد صدای ناهموار از بلندگوهای قدیمی شکایت کرد.
the jaggy cliff made it a challenging climb for the hikers.
آبروى ناهموار صخره باعث شد صعود برای کوهنوردان چالشبرانگیز باشد.
she used a jaggy brush to create texture in her painting.
او از یک برس ناهموار برای ایجاد بافت در نقاشی خود استفاده کرد.
jaggy edges
لبههای دندانه دار
jaggy lines
خطوط دندانه دار
jaggy teeth
دندانهای دندانه دار
jaggy rocks
سنگهای دندانه دار
jaggy pattern
الگوی دندانه دار
jaggy surface
سطح دندانه دار
jaggy mountains
کوههای دندانه دار
jaggy silhouette
سیلوئت دندانه دار
jaggy graphics
گرافیک دندانه دار
the mountain trail was quite jaggy, making it difficult to hike.
مسیر کوهستانی کاملاً ناهموار بود و باعث میشد پیادهروی کردن دشوار باشد.
she drew a jaggy line across the paper to represent the mountains.
او خطی ناهموار روی کاغذ کشید تا کوهها را نشان دهد.
the jaggy edges of the broken glass were dangerous.
لبههای ناهموار شیشه شکسته خطرناک بودند.
his handwriting was jaggy and hard to read.
خط دستش ناهموار و خواندن آن دشوار بود.
the jaggy texture of the fabric added interest to the design.
بافت ناهموار پارچه به طراحی جذابیت بخشید.
they navigated through the jaggy rocks on their way to the beach.
آنها از میان سنگهای ناهموار به سمت ساحل رفتند.
the jaggy silhouette of the city skyline was breathtaking at sunset.
طرح خط افق شهر با خطوط ناهموار در هنگام غروب آفتاب نفسگیر بود.
he complained about the jaggy sound from the old speakers.
او در مورد صدای ناهموار از بلندگوهای قدیمی شکایت کرد.
the jaggy cliff made it a challenging climb for the hikers.
آبروى ناهموار صخره باعث شد صعود برای کوهنوردان چالشبرانگیز باشد.
she used a jaggy brush to create texture in her painting.
او از یک برس ناهموار برای ایجاد بافت در نقاشی خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید