jamborees

[ایالات متحده]/dʒæm.bəˈriːz/
[بریتانیا]/dʒæm.bəˈriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جشنواره‌ها یا تجمعات بزرگ، به ویژه برای پیشاهنگان؛ رویدادها یا مهمانی‌های جشنواره‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

summer jamborees

ج amboree های تابستانی

annual jamborees

ج amboree های سالانه

youth jamborees

ج amboree های جوانان

local jamborees

ج amboree های محلی

community jamborees

ج amboree های جامعه

jamborees event

رویداد ج amboree

jamborees activities

فعالیت های ج amboree

jamborees planning

برنامه ریزی ج amboree

jamborees participants

شرکت کنندگان ج amboree

jamborees theme

موضوع ج amboree

جملات نمونه

the jamborees brought together scouts from all over the country.

جشنی‌ها، راهنماییان را از سراسر کشور گرد هم آورد.

we participated in various jamborees during the summer.

ما در طول تابستان در جشن‌های مختلفی شرکت کردیم.

jamborees are a great way to make new friends.

جشن‌ها راهی عالی برای دوست شدن با افراد جدید هستند.

many activities are organized at the jamborees for the participants.

فعالیت‌های زیادی برای شرکت‌کنندگان در جشن‌ها سازماندهی می‌شود.

she has fond memories of the jamborees she attended as a child.

او خاطرات خوبی از جشن‌هایی که در کودکی شرکت کرده است دارد.

the jamborees featured performances from local bands.

جشن‌ها میزبان اجراهای گروه‌های محلی بودند.

attending jamborees can enhance teamwork skills.

شرکت در جشن‌ها می‌تواند مهارت‌های کار گروهی را افزایش دهد.

jamborees often include competitions and games.

جشن‌ها اغلب شامل مسابقات و بازی‌ها می‌شوند.

the jamborees are held every two years at different locations.

جشن‌ها هر دو سال یکبار در مکان‌های مختلف برگزار می‌شوند.

volunteers are needed to help organize the jamborees.

برای کمک به سازماندهی جشن‌ها به داوطلبان نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید