janitor

[ایالات متحده]/ˈdʒænɪtə(r)/
[بریتانیا]/ˈdʒænɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرست؛ دربان؛ نگهبان در؛ پیلور.
Word Forms
جمعjanitors

جملات نمونه

The janitor let off some steam because the pressure was too high.

نگهدارنده بخار را باز کرد زیرا فشار بیش از حد بود.

Chris "Slapshot" Pratt (Gordon-Levitt), whose once-bright future has been dimmed by a head injury, is a night janitor at a bank.

کریس «اسلپ‌شات» پرات (گوردون-لویت)، که زمانی آینده‌ای روشن داشت، به دلیل آسیب سرش، در بانک نگهدارنده است.

The janitor cleaned the school hallway.

نگهدارنده راهروی مدرسه را تمیز کرد.

The janitor emptied the trash cans in the office.

نگهدارنده سطل‌های زباله را در دفتر خالی کرد.

The janitor mopped the cafeteria floor.

نگهدارنده کف کافیتری را با مایِر تمیز کرد.

The janitor fixed the broken light in the hallway.

نگهدارنده لامپ شکسته را در راهرو تعمیر کرد.

The janitor unlocked the doors in the morning.

نگهدارنده درها را صبح باز کرد.

The janitor restocked the bathroom supplies.

نگهدارنده لوازم بهداشتی حمام را دوباره پر کرد.

The janitor painted the walls in the gym.

نگهدارنده دیوارها را در سالن ورزشی رنگ کرد.

The janitor repaired the leaky faucet in the kitchen.

نگهدارنده شیر آب چکه کننده را در آشپزخانه تعمیر کرد.

The janitor swept the parking lot outside the building.

نگهدارنده پارکینگ را در خارج از ساختمان جارو کرد.

The janitor replaced the old doorknobs with new ones.

نگهدارنده دستگیره‌های در قدیمی را با دستگیره‌های جدید جایگزین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید