lower jaw
فک پایین
jawline
خط فک
dislocated jaw
آتلگیفته فک
lockjaw
تشنج دندان
broken jaw
شکستگی فک
jaw crusher
خوشهگر فک
jaws of death
دندانهای مرگ
upper jaw
فک بالا
jaw bone
استخوان فک
jaw plate
صفحه فک
jaw opening
باز شدن دهان
a jaw of flint.
یک چانه سنگی
the jaws of death.
چنگالهای مرگ
project one's jaw in defiance.
چانه خود را به عنوان یک نافذانه نشان دادن
The lower jaw is movable.
چانه پایین قابل حرکت است.
slack-jawed; the jawed fishes.
چانه شل؛ ماهیهای دنداندار
the skull's jaw hinged down.
فک جمجمه به سمت پایین لولا شد.
A strong square jaw is a sign of firm character.
یک چانه مربع و قوی نشانهای از شخصیت محکم است.
He fingered his jaw thoughtfully.
او با فکر کردن به چانهاش دست زد.
Hodson caught him flush on the jaw with a straight right.
هودسون او را با یک ضربه راست مستقیم در چانه گرفت.
the dog's jaws were primed to gnash.
دمجنگهای سگ آماده خرد کردن بودند.
this iron-jawed icon of American manhood.
این نماد مردانگی آمریکایی با چانهی آهنین.
victory was snatched from the jaws of defeat.
پیروزی از چنگالهای شکست ربوده شد.
a passenger stepping from the jaws of a car ferry.
یک مسافر که از چنگال یک کشتی باری خارج میشود.
the jaw-dropping experience of taking the desert road.
تجربه حیرت انگیز رانندگی در جاده بیابان.
a knot of muscles at the side of his jaw pulsed.
یک گره عضلانی در کنار چانهاش پالس کرد.
Harrison drew back his jaw as if riding the blow.
هریسون چانهاش را عقب کشید انگار که ضربه را تحمل میکرد.
lower jaw
فک پایین
jawline
خط فک
dislocated jaw
آتلگیفته فک
lockjaw
تشنج دندان
broken jaw
شکستگی فک
jaw crusher
خوشهگر فک
jaws of death
دندانهای مرگ
upper jaw
فک بالا
jaw bone
استخوان فک
jaw plate
صفحه فک
jaw opening
باز شدن دهان
a jaw of flint.
یک چانه سنگی
the jaws of death.
چنگالهای مرگ
project one's jaw in defiance.
چانه خود را به عنوان یک نافذانه نشان دادن
The lower jaw is movable.
چانه پایین قابل حرکت است.
slack-jawed; the jawed fishes.
چانه شل؛ ماهیهای دنداندار
the skull's jaw hinged down.
فک جمجمه به سمت پایین لولا شد.
A strong square jaw is a sign of firm character.
یک چانه مربع و قوی نشانهای از شخصیت محکم است.
He fingered his jaw thoughtfully.
او با فکر کردن به چانهاش دست زد.
Hodson caught him flush on the jaw with a straight right.
هودسون او را با یک ضربه راست مستقیم در چانه گرفت.
the dog's jaws were primed to gnash.
دمجنگهای سگ آماده خرد کردن بودند.
this iron-jawed icon of American manhood.
این نماد مردانگی آمریکایی با چانهی آهنین.
victory was snatched from the jaws of defeat.
پیروزی از چنگالهای شکست ربوده شد.
a passenger stepping from the jaws of a car ferry.
یک مسافر که از چنگال یک کشتی باری خارج میشود.
the jaw-dropping experience of taking the desert road.
تجربه حیرت انگیز رانندگی در جاده بیابان.
a knot of muscles at the side of his jaw pulsed.
یک گره عضلانی در کنار چانهاش پالس کرد.
Harrison drew back his jaw as if riding the blow.
هریسون چانهاش را عقب کشید انگار که ضربه را تحمل میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید