jedi

[ایالات متحده]/[ˈdʒeɪ.dɪ]/
[بریتانیا]/[ˈdʒeɪ.dɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از نیروی جدی در فرانچائز ستاره جنگ؛ یک شخص با قدرت معنوی یا روانی غیرمعمول.

عبارات و ترکیب‌ها

jedi mind trick

تکنیک ذهن جدی

become a jedi

شدن به جدی

like a jedi

مثل جدی

jedi training

آموزش جدی

young jedi

جدی جوان

jedi knight

ریاض جدی

jedi order

نظام جدی

being a jedi

بودن به جدی

jedi master

استاد جدی

جملات نمونه

the young padawan aspired to become a jedi knight.

پاداوان جوان می‌خواست یک ریپی کنی جدی شود.

he trained rigorously to master the jedi arts.

او با دقت زیاد تمرین می‌کرد تا هنر جدی را به مهارت برساند.

the jedi order faced a formidable new threat.

سازمان جدی با یک تهدید جدید و قوی مواجه شد.

she was a skilled jedi healer, renowned throughout the galaxy.

او یک درمانگر جدی ماهر بود که در سراسر کهکشان معروف بود.

he followed the jedi path of peace and wisdom.

او مسیر جدی را که بر پایه صلح و حکمت بود، دنبال می‌کرد.

the jedi temple served as a beacon of hope.

معبد جدی به عنوان یک نور امید عمل می‌کرد.

they sought guidance from the ancient jedi texts.

آن‌ها از متن‌های قدیمی جدی راهنمایی می‌گرفتند.

despite the odds, he remained a true jedi.

با وجود احتمالات علیه، او هنوز یک جدی واقعی بود.

the fallen jedi had turned to the dark side.

جدی سقوط کرده به سوی سوی تاریک پرچم زده بود.

she wielded a lightsaber with jedi precision.

او با دقت جدی یک سیزر نوری را به کار می‌برد.

he felt a disturbance in the force, a jedi warning.

او احساس کرد که در نیرویی از تغییراتی وجود دارد، یک هشدار جدی.

the jedi council debated the best course of action.

شورای جدی در مورد بهترین راهکار بحث می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید